توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦٦ - حكم حال منتقله
دلالت مىكند براثبات ركوب براى زيد همانطوريكه در مثال: زيد راكب همين دلالت و حكم مىباشد با اين فرق كه در حال اثبات ركوب بطور تبعيت بوده و مقصود اصلى از آوردن كلام اثبات مجئى است و حال را به اين منظور مىآوريم كه در اخبار به مجئى معناى ركوب را اضافه كنيم ولى در خبر ذكر ركوب مقصود اصلى است نه آنكه در قصد تابع باشد
و در دنبال [و وصف له] مىنويسد:
يعنى و بخاطر آنكه حال در معنا وصف است براى صاحبش همچون نعت نسبت بمنعوت خود با اين فرق كه در حال مقصود آنستكه بگوئيم صاحب حال در حال مباشرت فعل و ارتكاب آن واجد چنين وصفى مى باشد و در واقع حال قيد براى فعل و مبين كيفيت وقوع آن بوده بخلاف نعت زيرا از آن چنين معنائى قصد نشده بلكه مراد مجرد اتصاف منعوت به آن مىباشد.
با توجه به اين دو نكته مىگوئيم:
وقتى دانسته شد كه حال مانند خبر و نعت مىباشد اكنون ميتوان ادعاء كرد همانطورى كه نعت و خبر بدون واو ذكر مىشوند حال نيز بايد چنين باشد.
و اما اينكه بعضى از نحاة اخبار و نعوتى را كه مصدر به [واو] هستند ذكر نمودهاند همچون خبر در باب كان و جمله وصفيهاى كه در صدرش واوى قرار گرفته كه به واو تأكيد موسوم است تا بدينوسيله صفت را بموصوف وصل نمايند اين از باب تشبيه و الحاق بحال مىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: ذنابة للشيئ: كلمه [ذنابة] بضم ذال و كسر آن دنباله