توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨٤ - جمله حاليه و برخى از احكام آن
[ رسول اللّه اليكم ] همينطور بوده و تقدير [و انتم قد تعلمون] ميباشد.
ب: بعضى ديگر گفتهاند:
مثال اول يعنى: قمت و اصكّ وجهه شاذ و خلاف قاعده بوده و دومى يعنى [نجوت و ارهنهم] از باب ضرورت مىباشد.
ج: عبد القاهر مىگويد:
[ واو] در ايندو كلام براى عطف بوده نه براى حال زيرا معنا در مثال اوّل قمت صاكّا وجهه نبوده و در مثال دوّم و نجوت راهنا مالكا نمىباشد بلكه مضارع بمعناى ماضى است و اصل در مثال [صكك] و در شعر و نجوت و رهنت بوده كه از لفظ ماضى به لفظ مضارع عدول شده تا بدين وسيله حال ماضى را بتوان حكايت كرد و معناى حكايت حال ماضى اينست كه آنچه در زمان گذشته واقع شده فرض مىكنيم در زمان حال اتفاق افتاده است فلذا از ماضى به لفظ مضارع تعبير مىآورند.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: فيدل على التجدد: مقصود از [تجدّد] وجود شئ بعد از عدم مىباشد.
قوله: و فيه نظر: ضمير در [فيه] به امّا المقارنة فلكونه مضارعا راجع است.
قوله: و حقيقته اجزاء متعاقبة: ضمير در [حقيقته] بزمان تكلّم راجع است.
قوله: بانه على وزن اسم الفاعل: ضمير در [بانّه] بمضارع راجع است و مراد از هم وزن بودن مضارع با اسم فاعل، وزن عروضى است يعنى