توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٨٣ - استعمال ادات استفهام در غير استفهام
و از همين قبيل است كه همزه در آن براى انكار آمده اين آيه شريفه أليس اللّه بكاف عبده ، يعنى آيا نيست خداوند متعال كافى براى عبد كه مقصود از آن اين است كه خداوند كفايتكننده بندهاش مىباشد.
زيرا انكار نفى خود نفى نفى بوده و نفى نفى اثبات مىشود و همين معنى مراد كسى است كه گفته:
همزه در اين آيه براى اقرار كردن به آن چيزى است كه نفى بر آن داخل شده نه اقرار بنفس نفى.
شارح در دنباله [ثمّ انّ هذه الكلمات الخ] مىگويد:
يعنى ادات استفهام بسا در معانى ديگرى كه مناسب مقام بوده و همواره قرائن مقتضى آنها است استعمال مىشوند نظير معانى مذكور در متن.
و در دنباله [ مالى لا ارى الهدهد ] مىگويد:
وجه استعمال [ما] در تعجّب اينست كه: هدهد ابدا از نظر حضرت سليمان عليه السلام مخفى و غايب نمىشد مگر آنكه در اين امر مأذون باشد از اينرو وقتى حضرت او را در جاى خودش نديد از حال خود كه حيوان را نمىبيند بشگفت آمده و اين كلام را فرمود و پرواضحست كه عاقل هيچگاه از خود استفهام نكرده و راجع بحال خويش خود را مورد سئوال قرار نمىدهد فلذا در اين مثال قطعا استفهام مراد نبوده بلكه تعجّب مقصود است.
صاحب كشاف يعنى زمخشرى در تفسيرش آورده است:
سليمان عليه السلام بمكان هدهد نگريست، آن را در جايش نديد پس اظهار نمود: مالى لا اراه، يعنى چيست مرا كه هدهد را نميبينم