توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠٦ - اقسام استيناف
مخفى نماند كه مقصود از صفت مزبور، صفتى است كه براى ترتّب حديث بر آن صالح باشد مانند مثالى كه مصنف در متن آورده است:
أحسنت الى زيد، صديقك القديم، اهل لذلك.
كه در اين مثال جمله [صديقك القديم و اهل لذلك] مستأنفه بوده و بر ذكر صفت زيد كه صديق بودن و اهليتش باشد بنا گرديده است.
پس از آن مىگويد:
سئوال مقدر در اين دو استيناف جمله [لما ذا احسن اليه] و [هل هو حقيق بالاحسان] بوده كه اولى در استيناف دوّمى مقدّر بوده و دوّمى در اوّلى.
و بايد توجه داشت كه استيناف مبتنى بر صفت بليغتر است از استيناف اولى كه با اعاده اسم حاصل شده زيرا استيناف مبتنى بر صفت مشتمل بر بيان سببى كه موجب حكم شده همچون صداقت قديم در مثال مزبور مىباشد چه آنكه از ترتب حكم بر وصفى كه براى عليّت صلاحيّت دارد اينطور به ذهن مىآيد كه وصف مزبور علت آن حكم مىباشد پس در كلام علت ذكر گرديده و پرواضح است كلامى كه مشتمل بر علت حكم باشد ابلغ و رساتر از كلامى كه فاقد آن بوده و در آن علت حكم بيان نشده باشد.
انتقاد مرحوم شارح
شارح سپس در مقام انتقاد و مناقشه مىگويد:
در اين مقام ما صحبت و اشكالى داريم و آن اينست كه:
سئوال مقدر اگر از سبب حكم باشد پس جواب مشتمل بر بيان سبب بوده و لا محاله مفيد آن مىباشد و اگر سئوال مزبور از سبب نباشد بدون