توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٩٤ - جمله حاليه و برخى از احكام آن
آنچه در حال نحوى مطلوب و مقصود است مقارنت مضمون آن با مضمون عامل بوده نه با زمان تكلّم كه حال زمانى است و در جائيكه عامل و حال هردو ماضى باشند ممكن است بينشان مقارنت فرض شود چنانچه اگر هردو مضارع باشند امر چنين است يعنى اشكالى وارد نيست.
و نيز لفظ [قد] ماضى را بزمان حالى كه در مقابل استقبال است يعنى زمان تكلّم نزديك مىكند در نتيجه بسا آوردن (قد) در ماضى سبب مىشود كه حال با عاملش مقارن نگردد مانند اين مثال:
جاء زيد فى السنة الماضيه و قد ركب فرسه.
و اشكال ديگر آنكه اگر مقارنت عامل با حالى كه زمان تكلّم است معتبر باشد در جائيكه جمله حاليه با فعل مضارع مثبت آغاز شده و عاملش مستقبل است مىبايد مصدر به [واو] گردد زيرا مقارنت بين عامل و حال نمىباشد زيرا بطور قطع و يقين مضارع در چنين موردى به معناى حال نيست مانند: سيجئ الامير تقاد الجنائب بين يديه (امير به زودى مىآيد و حال آنكه در جلوش اسبان حركت مىكنند).
سپس شارح در كتاب مزبور مىگويد:
منتهى كلامى كه در اينجا مىتوان گفت و با آن اشكال مذكور را دفع كرد اينست كه:
در مثال [جاء زيد فى السّنة الماضية و قد ركب] حال بودن ماضى يعنى [ركب] اگرچه بملاحظه عاملش يعنى [جاء] مىباشد و لفظ [قد] نيز درست است كه ماضى را به زمان حال نزديك مىكند و همچنين قبول داريم ايندو حال يعنى حال نحوى و حال زمانى با هم متباين هستند ولى در عين حال حضرات پسندشان نيست كه ماضى را به عنوان ماضى