پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٨ - ٢ هدف اصلى اين پرسش و پاسخ
مىخواهد، همان چيزى است كه ما از اين قوم مىخواهيم (ما هم از اين گروه، توحيد و يگانگى مىطلبيم و جنگ براى فراگيرى اين تعليمات مقدّس است)». سپس امام عليه السّلام توحيد را به چهار بخش تقسيم كرد: دو قسم آن را مردود شمرد و دو قسم را مقبول. [١]
٢. هدف اصلى اين پرسش و پاسخ
در اين كه منظور مرد اسدى از سؤالش درباره خلافت و پاسخ امام عليه السّلام به آن چيست؟
كاملا روشن است، اشاره به داستان سقيفه و تغيير محور خلافت از خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در روز رحلت آن حضرت است؛ ولى بعضى از شارحان، مانند «ابن ابى الحديد» كه با پيشداورىهاى مذهبى خود، قافيه را در اين جا سخت بر خود تنگ ديدهاند، احتمال ضعيفى ذكر كرده و به آن دل بستهاند و گفتهاند: منظور، مخالفت «عبد الرحمان بن عوف» در شوراى شش نفرى عمر با خلافت على عليه السّلام و سوق دادن آن به سوى عثمان است.
عجب اين است كه ابن ابى الحديد در اين جا داستانى از استادش «ابو جعفر نقيب» نقل مىكند كه كاملا با آن چه گفتيم موافق است و از هر نظر منطقى است؛ با اين حال پارهاى از تعصبها به مرد آزاد انديشى همچون ابن ابى الحديد اجازه قبول واقعيت را نمىدهد.
او از استادش چنين نقل مىكند:
«از استادم كه در پيروى از مذهب علوى مردى با انصاف بود و بهره وافرى از عقل و خرد داشت، پرسيدم: منظور سؤال كننده از افرادى كه امام عليه السّلام را از حقش بر كنار ساختند كيانند؟ آيا منظور، روز سقيفه است يا روز شورا؟
گفت: سقيفه.
گفتم: من به خودم اجازه نمىدهم بگويم اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مخالفت نمودند و نص خلافت را كنار گذاشتند.
[١] شرح آن را در كتاب «توحيد صدوق»، صفحه ٨٣، باب «معنى الواحد و التوحيد» مطالعه فرماييد.