پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨١ - ترجمه
بخش چهارم
و له في موضع العرف قنزعة خضراء موشّاة. و مخرج عنقه كالإبريق، و مغرزها إلى حيث بطنه كصبغ الوسمة اليمانيّة، أو كحريرة ملبسة مرآة ذات صقال، و كأنّه متلفّع بمعجر أسحم؛ إلّا أنّه يخيّل لكثرة مائه، و شدّة بريقه، أنّ الخضرة النّاضرة ممتزجة به. و مع فتق سمعه خطّ كمستدقّ القلم في لون الأقحوان، أبيض يقق، فهو ببياضه في سواد ما هنالك يأتلق. و قلّ صبغ إلّا و قد أخذ منه بقسط، و علاه بكثرة صقاله و بريقه، و بصيص ديباجه و رونقه، فهو كالأزاهير المبثوثة، لم تربّها أمطار ربيع، و لا شموس قيظ.
ترجمه
: او در محل يال خود، كاكلى دارد؛ سبز رنگ و پر نقش و نگار و انتهاى گردنش همچون ابريق است و از گلوگاه تا روى شكمش به رنگ وسمه يمانى (سبز پر رنگ مايل به سياهى) و گاه همچون حريرى است كه در بر كرده و مانند آينه صيقلى شده مىدرخشد، گويى بر اطراف گردنش معجرى است سياه رنگ كه به خود پيچيده؛ ولى از كثرت شادابى و درخشندگى به نظر مىرسد كه رنگ سبز پر طراوتى با آن آميخته شده و در كنار گوشش خط باريك بسيار سفيدى همچون نيش قلم به رنگ گل بابونه كشيده شده كه بر اثر سفيدى درخشندهاش در ميان آن سياهى تلألؤ خاصّى دارد. كمتر رنگى (در جهان) يافت مىشود كه طاووس از آن بهرهاى نگرفته باشد؛ با اين فرق كه شفافيّت و