پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨ - شرح و تفسير علل تأخير در مجازات قاتلان عثمان
درمان، داغ كردن و سوزاندن (محل زخم) است!» (و سأمسك الأمر ما استمسك.
و إذا لم أجد بدّا فآخر الدّواء الكيّ [١]).
اين سخن مىتواند اشاره به فشارهايى باشد كه از سوى طالبان خون عثمان به امام عليه السّلام وارد مىشد؛ مىفرمايد: تا آن جا كه ممكن است مقاومت مىكنم و دست به شمشير نمىبرم؛ ولى اگر راههاى مسالمتآميز را به روى خود بسته ببينم، ناچار به زور متوسّل مىشوم و به هياهوى شورشيان پايان مىدهم.
احتمال ديگر اين است كه اين جمله اشاره به كسانى باشد كه خون عثمان را دستآويزى براى مخالفت با امام عليه السّلام قرار داده بودند (مانند طلحه و زبير) امام عليه السّلام مىفرمايد: من تا آن جا كه مىشود راه مسالمت را با آنان مىپويم و اگر نشد به ناچار وارد نبرد مىشوم.
البتّه اين احتمال با بقيه خطبه چندان سازگار نيست؛ چون از مثل طلحه و زبير و گروه آنان سخنى در بين نبود؛ مگر اين كه سيّد رضى رحمه اللّه به هنگام گلچين كردن خطبه جملههايى از كلام امام عليه السّلام را حذف كرده باشد و آن هم در اين جا بعيد به نظر مىرسد.
جمله «آخر الدواء الكىّ» ضرب المثل معروفى است كه نخست در مورد زخمهاى هولناك آمده كه در گذشته، همه طرق درمان را مىآزمودند و اگر راهى براى درمان پيدا نمىشد، محل زخم را با آهن داغ مىسوزاندند كه درمانى بسيار دردناك بود؛ سپس اين جمله به صورت كنايه، در موارد ديگر كه از جهاتى با آن شباهت دارد به كار مىرود؛ بنابر اين در مواردى كه تمام درهاى معمولى و مسالمتآميز بسته شود، اين جمله را به كار مىبرند. [٢]
[١] «كىّ» (بر وزن حىّ) به معناى داغ كردن و سوزاندن بدن انسان يا حيوانى به وسيله آهن داغ و مانند آن است.
[٢] مرحوم علّامه مجلسى در بحار الانوار مىفرمايد: «در بيشتر نسخهها «آخر الداء الكىّ» نقل شده؛ به اين معنا كه پايان دردهاى سخت، داغ كردن و سوزاندن است) ولى اين معنا بسيار بعيد به نظر مىرسد (بحار الانوار، جلد ٣١، صفحه ٥٠٣).