پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٦ - شرح و تفسير يا جهاد يا در انتظار مرگ و ذلت بودن
شرح و تفسير يا جهاد يا در انتظار مرگ و ذلت بودن
امام عليه السّلام در آغاز اين خطبه همچون بسيارى ديگر از خطبهها از حمد و ثناى الهى شروع مىكند و مىگويد: «خدا را بر آن چه فرمان داده و كارى كه مقدر فرموده ستايش مىكنم و پروردگار را بر گرفتارى خودم به شما مىستايم» (أحمد اللّه على ما قضى من أمر، و قدّر من فعل، و على ابتلائي بكم).
در اين كه آيا قضا و قدر در اين عبارت به يك معناست و همه اشاره به مقدّرات الهى است يا دو معنا دارد، شارحان نهج البلاغه تفسيرهاى متعددى دارند. بعضى هر دو را به يك معنا دانسته و بعضى گفتهاند: قضا مربوط به آفرينش عالم امر و عقول يعنى جهان ماوراى طبيعت است و قدر، اشاره به عالم خلق يعنى جهان طبيعت است. يكى از تفسيرهاى روشن قضا و قدر- كه آيات و روايات نيز بر آن گواهى مىدهد- اين است كه قضا- هم در عالم تكوين و هم در عالم تشريع- اشاره به فرمان الهى براى اصل وجود چيزى است و قدر، اشاره به اندازهگيرىها و اجزا و شرايط آن است؛ مثلا فرد بزرگى فرمان مىدهد مسجد يا بيمارستانى ساخته شود. اين مصداق قضاست؛ سپس نيازها و اندازهگيرىهاى آن را بيان مىكند؛ اين قدر است. فرمان خدا به اداى نماز و روزه در عالم تشريع، قضاست و دستور او نسبت به اجزا و شرايط آن، قدر است.
نكته ديگر اين است كه در عبارت ياد شده، امام عليه السّلام خدا را بر گرفتارىها و مشكلاتى كه براى ياران نافرمانش به وجود آمده، حمد و سپاس مىگويد. اين بدان جهت است كه مردان خدا تسليم فرمان اويند و در ديدگاه آنها هر چه از دوست مىرسد نيكوست و همه را داراى مصلحت و هدف مىبينند.
سپس حاضران در مجلس يعنى سران قبايل و عشاير كوفه را مخاطب ساخته، چنين مىفرمايد: «اى گروهى كه هرگاه فرمان دادم اطاعت نكرديد و هر زمان دعوتتان نمودم اجابت ننموديد؛ هر وقت به شما مهلت داده شود (كه آماده پيكار با دشمن شويد) در