پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢ - شرح و تفسير ويژگىهاى اين فتنه بزرگ!
بعضى از شارحان نيز احتمال دادهاند كه اين بخش اشاره به فتنه «دجال» در آخر الزمان است كه سبب گمراهى گروهى از مردم مىشود؛ ولى با تعبيراتى كه در كلام امام عليه السّلام آمده است اين احتمال بعيد به نظر مىرسد.
در ادامه بيان ويژگىهاى اين فتنه، امام عليه السّلام به شدت و فشار آن اشاره كرده، مىفرمايد: «آن كس كه به مقابله با اين فتنه برخيزد، پشتش را مىشكند و كسى كه براى فرو نشاندنش تلاش كند، او را درهم مىكوبد، و فتنه جويان در اين ميان همچون گور خران وحشىاند كه يكديگر را گاز مىگيرند» (من أشرف لها قصمته، و من سعى فيها حطمته؛ يتكادمون [١] فيها تكادم الحمر [٢] في العانة!).
اين تعبير، تأكيدى است بر آن چه در بخش پيشين خطبه درباره فتنه اوّل ذكر شد كه سردمداران فتنهها در آغاز متحدند؛ ولى هنگامى كه پيروز شدند براى حذف يكديگر تلاش مىكنند.
و درباره وضع دينى و اخلاقى مردم در آن زمان مىفرمايد: «رشتههاى سعادت و آيين الهى كه محكم بود، سست و لرزان مىشود و چهره واقعى امور ناپيدا مىگردد، حكمت و دانش فروكش مىكند و ستمگران به سخن در مىآيند (و زمام كارها را به دست مىگيرند) اين فتنه (از شهرها به روستاها كشيده مىشود و) باديه نشينان را با ابزار خود مىكوبد و با سينه خود آنها را له مىكند!» (قد اضطرب معقود الحبل، و عمي وجه الأمر. تغيض فيها الحكمة، و تنطق فيها الظّلمة، و تدقّ أهل البدو بمسحلها [٣]، و ترضّهم [٤] بكلكلها [٥]).
[١] «يتكادمون» از ماده «كدم» (بر وزن شرم) به معناى گاز گرفتن است و «تكادم» آن است كه دو حيوان به جان هم بيفتند و يكديگر را گاز بگيرند.
[٢] «حمر» جمع «حمار» در اين جا به معناى گور خر است؛ به قرينه «عانه» كه به معناى گله گور خران مىباشد.
[٣] «مسحل» از ماده «سحول» به معناى تيشه و «سوهان» و مانند آن است كه چيزى را با آن مىتراشند.
[٤] «ترض» از «رضّ» به معناى كوبيدن و نرم كردن است.
[٥] «كلكل» به معناى سينه است.