پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥ - شرح و تفسير آشكار شدن كينههاى درونى به بهانه واهى
قابل توجّه اين كه ابن ابى الحديد در اين بخش از كلمات استادش (شيخ ابى يعقوب) اين نكته را نقل مىكند كه عايشه پس از آن كه على عليه السّلام (به ناچار) با ابو بكر بيعت كرد بسيار اظهار خوشحالى مىكرد و اين تظاهر به خشنودى در تمام مدّت خلافت پدرش ابو بكر و سپس عمر و عثمان ادامه داشت؛ در حالى كه كينهها در درون او در جوشش بود تا زمانى كه عثمان كشته شد؛ در حالى كه عايشه از كسانى بود كه مردم را بر ضد عثمان تحريك مىكرد و آرزويش اين بود كه خلافت به طلحه برسد؛ اما هنگامى كه شنيد مردم با على بن ابى طالب عليه السّلام بيعت كردهاند فرياد كشيد و نداى واعثمانا! سر داد و گفت: عثمان را مظلوم كشتند و كينههاى درونىاش به غليان آمد و ماجراى جمل از آن تولّد يافت. [١] و عجب اين كه جمعى از دانشمندان اهل سنت در عين اين كه اعتراف مىكنند، عايشه راه خطا پوييد و در آتش افروزى جنگ جمل مرتكب گناه شد، مىگويند: او بعدا توبه كرد و مشمول عفو خدا شد. سؤال اين است كه آيا ريختن خون هفده هزار و به روايتى بيست هزار مسلمان! در جمل به اضافه مشكلات عظيمى كه از ناحيه اين جنگ در تمام جهان اسلام پيدا شد و سالها يا قرنها ادامه يافت با يك «استغفر اللّه» بخشوده مىشود؟! آيا خداوند از حقّ النّاس به اين آسانى مىگذرد آن هم چنين حقّ النّاسى؟
جالب اين كه به گفته «ابن عبد ربّه» در «عقد الفريد» بعد از جنگ جمل، زنى به نام «أمّ اوفى» بر عايشه وارد شد و گفت:
اى امّ المؤمنين، چه مىگويى درباره كسى كه بچه صغير خود را كشته است؟ عايشه بلافاصله گفت: آتش دوزخ بر او واجب شده. آن زن سؤال كرد: درباره زنى كه بيست هزار فرزند بزرگ خود را در يك صحنه كشته باشد چه مىگويى؟ (عايشه فهميد كه اشاره به او و ماجراى جنگ جمل مىكند) گفت: بياييد اين دشمن خدا را بگيريد و بيرون بياندازيد. [٢]
[١] شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، جلد ٩، صفحه ١٩٨- ١٩٩.
[٢] عقد الفريد، جلد ٥، صفحه ٧٩.