پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٩ - شرح و تفسير شرح عميق ديگرى از صفات جمال و جلال او
نقصان اشاره كرده، مىفرمايد: «براى هر مخلوقى به هنگام آفرينش، حدّى قرار داد تا با وجود مقدّسش شباهت نيابد (و كسى به اشتباه نيفتد)» (حدّ الأشياء عند خلقه لها إبانة له من شبهها).
اشاره به اين كه تمام مخلوقات، محدودند و تنها ذات پاك اوست كه نامحدود است؛ از اين رو خالق از مخلوق به آسانى شناخته مىشود و از گمراه شدن در وادى شرك پيشگيرى مىكند.
در اين جا اين سؤال باقى مىماند كه مگر ممكن است خداوند چيزى نامحدود يا به تعبير ديگر واجب الوجود بيافريند؟ ذات هر مخلوقى اقتضاى محدود بودن مىكند؛ بنابر اين چگونه ممكن است گفته شود، خداوند اشيا را محدود آفريد تا شباهتى با ذات پاكش نداشته باشند؟
پاسخ اين سؤال را مىتوان چنين بيان كرد: منظور اين است كه او همه اشيا را محدود آفريد و نتيجهاش تمايز ميان او و مخلوقات شد؛ به تعبير ديگر «ابانة له» مفعول لاجله نيست؛ بلكه نوعى نتيجه و غايت فعل است. اين نكته نيز قابل توجّه است كه در بسيارى از نسخ نهج البلاغه «ابانة لها» نقل شده است كه در اين صورت، مشكل، به طور كامل حل مىشود؛ زيرا مفهومش اين است كه خداوند هر موجودى را با حدود خاصى آفريد تا با موجودات ديگر اشتباه نشود. شبيه آن چه در آيه ١٣ سوره حجرات بيان شده است: « «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا»؛ اى مردم ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد». [١] سپس درباره نامحدود بودن ذات پاك خداوند شرح بيشترى مىدهد و با تعبيرات
[١] در كتاب اصول كافى، اين عبارت ضمن خطبه ديگرى و به صورت ديگرى نقل شده است كه تفسير اوّل را تقويت مىكند و آن عبارت، چنين است: «و حدّ الأشياء كلّها عند خلقه إبانة لها من شبهه و إبانة له من شبهها» (اصول كافى، جلد ١، صفحه ١٣٥).