پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١ - شرح و تفسير خورشيدى كه در تاريكى درخشيد
بنده و فرستاده و برگزيده و انتخاب شده اوست» (و أشهد أن لا إله إلّا اللّه. و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله، و نجيبه و صفوته).
بسيارى از شارحان نهج البلاغه «نجيبه» و «صفوته» را به يك معنا تفسير كرده- به معناى منتخب و برگزيده- و تأكيد يكديگر دانستهاند؛ ولى با توجه به اين كه «نجيب» به معناى «نفيس» و پر ارزش است. تفاوتى ميان اين دو واژه وجود دارد كه اوّلى در واقع، زمينه ساز دوّمى است؛ زيرا هنگامى كه چيزى نفيس و پر ارزش شد به هنگام انتخاب، آن را بر مىگزينند.
در ادامه آن حضرت به دو وصف ديگر اشاره كرده، مىفرمايد: «در فضل و برترى همتا ندارد و فقدان او قابل جبران نيست» (لا يؤازى فضله، و لا يجبر فقده).
به يقين چيزى كه در فضيلت همتا ندارد، هنگامى كه از دست رود جانشينى نخواهد داشت.
در هفتمين و آخرين وصف به آثار وجودى آن حضرت در شرايط عصر جاهليّت اشاره كرده، مىفرمايد: «به بركت وجود او شهرهايى كه غرق در ضلالت و ظلمت بود و جهل بر افكار مردمش غلبه داشت و قساوت و سنگدلى بر آنها چيره شده بود روشن گشت» (أضاءت به البلاد بعد الضّلالة المظلمة، و الجهالة الغالبة، و الجفوة الجافية [١]).
و در ادامه مىافزايد: «در زمانى كه مردم حرام را حلال مىشمردند، دانشمندان را تحقير مىكردند، در دوران فترت (و غيبت اولياى الهى) قدم به عرصه حيات مىگذاشتند و در كفر و بىدينى جان مىسپردند» (و النّاس يستحلّون الحريم، و يستذلّون الحكيم؛ يحيون على فترة، و يموتون على كفرة!).
اين اوصاف هفتگانه كه در عبارات كوتاهى درباره عصر جاهليّت بيان شده ترسيم گويايى از آن زمان است. گمراهى و جهل و قساوت، حلال شمردن حرام و تحقير
[١] «جفوه» به معناى قساوت است.