پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩١ - ١ تفاوت خودستايى و معرفى خويشتن
خودستايى مىكند؟ آيا اين كار دون از شأن امام عليه السّلام نيست؟
تا آن جا كه «ابن ابى الحديد» در «شرح نهج البلاغه» نقل مىكند كه بعضى به «عمر» گفتند: على عليه السّلام را به فرماندهى لشكر برگزين! او گفت: على خود را برتر از اين حرفها مىداند! ولى اين گونه خرده گيرىها كه غالبا از ناآگاهى يا حسد سرچشمه مىگيرد در برابر منطق عقل مردود است؛ چرا كه بسيارى از مردم ممكن است به موقعيت شخص بزرگى آشنا نباشند و از افكار و علوم و برنامههاى تربيتى او بهره نگيرند؛ آيا او نبايد خود را به مردم معرفى كند؟
اين موضوع به آن مىماند كه شخص طبيب ماهر و متخصص در رشتههاى مختلف طبى تابلو بزرگى بر سر در مطب خود نصب كند و رتبههاى علمى خود را يكى بعد از ديگرى بر آن بنويسد تا مردم او را بشناسند و از علم و تجربه او بهره گيرند. آيا اين كار خودستايى است يا معرفى كردن در برابر ناآگاهان؟
از اين گذشته يكى از مراحل شكر نعمتهاى الهى بازگو كردن آن است؛ قرآن مىفرمايد: « «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ»؛ نعمت پروردگارت را بازگو كن». [١] در حديثى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم كه فرمود: تفسير آيه فوق چنين است:
«حدّث بما أعطاك اللّه و فضّلك و رزقك و أحسن إليك و هداك؛ آن چه را خدا به تو بخشيده و برترى داده و روزىهايى را كه به تو عطا فرموده و آن چه را به تو نيكى كرده و هدايت نموده، همه را باز گو كن». [٢] و لذا در بعضى از احاديث نقل شده است كه وقتى از على عليه السّلام در مورد بعضى از فضايل آن حضرت سؤال شد، امام عليه السّلام در پاسخ فرمود: گرچه خودستايى زشت است، ولى من با الهام از آيه «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» و براى بازگويى نعمتهاى پروردگار به تو پاسخ مىگويم (سپس بخشى از فضايل خود را بيان فرمود).
[١] الضحى، آيه ١١.
[٢] مجمع البيان، ذيل آيه مورد بحث.