پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٠ - شرح و تفسير شرح عميق ديگرى از صفات جمال و جلال او
مختلف اين حقيقت را مشخص مىكند كه او از هر نظر نامحدود و بىپايان است؛ مىفرمايد: «افكار و انديشهها هرگز نمىتواند با حدود و حركات و نه با اعضا و ابزار، اندازه و حدّى براى او تعيين كند» (لا تقدّره الأوهام بالحدود و الحركات، و لا بالجوارح و الأدوات).
نه اعضايى همچون اعضاى انسانها دارد و نه براى رسيدن به مقاصد خود از ابزار و ادواتى استفاده مىكند؛ نه حركت از جايى به جاى ديگر و نه حدّ و حدودى دارد؛ چرا كه اينها همه، نشانههاى محدوديت است و ذات پاكش هيچ حد و مرزى را نمىشناسد و به همين دليل، كنه ذات او براى ما ساكنان عالم محدود و گرفتار در چنگال كاستىها غير ممكن است، همانگونه كه در حديث امام باقر عليه السّلام نقل شده است: «كلّ ما ميّزتموه باوهامكم في أدقّ معانيه مخلوق مصنوع مثلكم مردود اليكم؛ هر چيزى كه با فكر خود در دقيقترين معنا و مفهوم تشخيص دهيد، مخلوق و مصنوعى مثل شماست و به سوى شما باز مىگردد (و آب و رنگ موجودات امكانى دارد و هرگز واجب الوجود نيست). [١] و براى توضيح و تبيين بيشتر مىافزايد: «هرگز درباره او نمىتوان گفت: «كى» (به وجود آمده)؟ و برايش سرآمدى نيست كه گفته شود «تا كى» (باقى است)؟ آشكارى است كه دربارهاش نتوان گفت: از چه چيز عيان شده و مخفى و پنهانى است كه نمىتوان گفت:
در چه چيز پنهان شده؟» (لا يقال له: «متى؟» و لا يضرب له أمد «بحتّى». الظّاهر لا يقال: «ممّ؟» و الباطن لا يقال: «فيم؟»).
به اين ترتيب، نه آغازى دارد نه انجامى؛ نه آشكار است همچون آشكار بودن ماه و خورشيد؛ نه پنهان است همچون پنهان بودن معادن در درون زمين و در عين حال، از همه چيز آشكارتر و كنه ذاتش از همه چيز مخفىتر است؛ به تعبيرى ديگر ظهورش ظهور ذاتى و خفايش نيز از كنه ذات اوست.
[١] بحار الانوار، جلد ٦٦، صفحه ٢٩٢.