پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٦ - شرح و تفسير شايستهترين فرد براى زعامت مردم
رفت!!». [١] آرى، اين منطق كسانى است كه قوانين مسلّم عقلى را به رسميت نشناسند و ترجيح مرجوح را بر راجح قبيح نشمرند؛ حال آن كه قبح و زشتى آن بر همه روشن است؛ ولى تعصبهاى كور و كر، گاه مانع از پذيرش واقعيتهاى مسلّم مىشود.
و در ادامه اين سخن مىافزايد: « (هنگامى كه چنين فردى برگزيده شد) هرگاه آشوبگرى به آشوب و فتنه انگيزى برخيزد از او خواسته مىشود كه به سوى حق باز گردد و اگر امتناع ورزد با او نبرد مىشود (تا حق را بپذيرد)» (فإن شغب [٢] شاغب استعتب [٣]، فإن أبى قوتل).
قرآن مجيد نيز مىفرمايد: « «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ»؛ هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند آنها را آشتى دهيد و اگر يكى از آن دو بر ديگرى تجاوز كند با گروه متجاوز پيكار كنيد تا به فرمان خدا باز گردد». [٤] آن گاه امام عليه السّلام به پاسخ بهانه ديگرى از بهانه جويان مىپردازد و آن اين كه: گروهى از مخالفان، مانند معاويه و عمرو بن عاص و طلحه و زبير يا مانند آنها كه گفتند: امامت و خلافت در صورتى براى كسى مسلّم مىشود كه عموم مردم آن را بپذيرند. بنابر اين بيعت اهل مدينه و اطراف آن با على عليه السّلام به تنهايى كافى نيست.
امام عليه السّلام در پاسخ مىفرمايد: «به جانم سوگند! اگر قرار باشد امامت و خلافت جز با
[١] جلد ٩، صفحه ٣٢٨.
[٢] «شغب» از ماده «شغب» (بر وزن شرق) به معناى فتنهانگيزى و ايجاد شرّ و فساد گرفته شده است.
[٣] «استعتب» از ماده «عتب» و «عتاب» به معناى ملامت و سرزنش كردن به قصد بازگشت به سوى حق گرفته شده است و هنگامى كه اين واژه در باب استفعال به كار رود، به معناى «استرضاء» و طلب پذيرش حق مىآيد.
[٤] حجرات، آيه ٩.