پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٠ - شرح و تفسير آيا خدا را ديدهاى؟
كسى مىشود كه زبانى را قبلا فرا گرفته، مطلبى را در نظر مىگيرد و آن را پس از انديشه در غالب كلمات و جمله بندىها مىريزد؛ سپس زبان و لب را به كار مىگيرد تا صدايى را كه از حنجره بر مىخيزد برشهاى لازم دهد و حروف و كلمات را ايجاد كند و به مخاطب منتقل سازد و در مورد اراده نيز به اين معنا منتقل مىشويم كه شخص اراده كننده از پيش فكر و انديشه خود را به كار گرفته و صلاح و فساد چيزى را انديشيده و سبك و سنگين كرده، سپس اجزاى كارى را موافق خويش دانسته و در انجام دادن آن تصميم مىگيرد و به اعضا و جوارح خود فرمان اجراى آن را مىدهد.
به يقين هيچ يك از اين امور درباره خداوند صادق نيست؛ او نه جسم است و نه اعضا و جوارح دارد و نه احتياج دارد به انديشيدن و موافق و مخالف منافع خويش را از هم جدا ساختن.
سخن گفتن او چيزى جز آفرينش امواج صوتى در فضا همانند آفرينش ساير موجودات نيست؛ شبيه همان امواجى كه موسى عليه السّلام از درخت وادى طور شنيد و اراده او چيزى جز علم به مصالح و مفاسد و نظام احسن نيست. اين حقيقت در مورد صفات هفت گانه بعد نيز به طور دقيق صادق است.
اين جاست كه امير مؤمنان على عليه السّلام برترين راه شناخت خدا را نفى صفات مخلوقات از او مىداند: «و كمال الإخلاص نفى الصّفات عنه». [١] در پنجمين وصف مىفرمايد: «او سازنده و خالق است؛ اما به وسيله اعضاى پيكر» (صانع لا بجارحة).
آرى، او هر چه را اراده كند با فرمان «كن؛ موجود باش» بلافاصله ايجاد مىشود؛ حتى اگر به خواهد جهانى گسترده و پهناور همچون جهان كنونى ايجاد كند با يك فرمان موجود مىشود و تمام دقايق و ظرايف و اركان و شرايط و اجزا را در يك لحظه مىآفريند و هرگاه اراده كند تدريجا و در طى دورانها ايجاد شود همان مسير را طى مىكند؛ نه
[١] نهج البلاغه، خطبه ١.