پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣٩ - شرح و تفسير آيا خدا را ديدهاى؟
مىكند يازده وصف از اوصاف و اسماى حسناى او را بيان مىنمايد كه نه مورد از آنها همراه با تعبيراتى است كه صفات مخلوقات را از او نفى مىكند.
در وصف اوّل و دوّم مىفرمايد: «او به همه چيز نزديك است؛ اما نه آن گونه كه به آنها چسبيده باشد و از همه چيز دور است؛ اما نه آن گونه كه از آنها بيگانه گردد» (قريب من الأشياء غير ملابس [١]، بعيد منها غير مباين).
بارها گفتهايم، مشكل مهم ما در فهم صفات خداوند، تداعى صفات مخلوقات و ممكنات است كه تا از آن دور نشويم توان درك صفات او را نخواهيم داشت؛ مثلا در همين دو وصف وقتى مىگوييم خدا نزديك است چيزى شبيه نزديك بودن دو جسم با يكديگر كه در دو مكان حسى قرار دارند به نظر مىرسد و هنگامى كه مىگوييم او دور است، بيگانگى و جدايى همچون جدايى دو جسم از يكديگر تداعى مىشود؛ حال آن كه دور و نزديك بودن او چنين نيست. او به همه چيز نزديك است، يعنى احاطه كامل به تمامى موجودات دارد و دور است، يعنى هرگز گرد و غبار امكان و صفات پر از نقص مخلوقات بر دامان كبريايىاش نمىنشيند.
در دوّمين و سوّمين وصف مىفرمايد: «او سخن مىگويد؛ بى آن كه نياز به تفكر داشته باشد و اراده مىكند؛ بى آن كه محتاج به تصميم گرفتن باشد» (متكلّم لا برويّة [٢]، مريد لا بهمّة [٣]).
هنگامى كه موضوع سخن گفتن و اراده كردن مطرح مىشود، فورى فكر ما متوجّه
[١] «ملابس» اسم فاعل از ماده «ملابسه» به معناى مخلوط شدن و يا چسبيدن به چيزى است.
[٢] «روية» از ماده «ترويه» است كه گاه به معناى سيراب شدن و گاه به معناى تفكّر و انديشه كردن آمده است.
[٣] «همّة» از ماده «همّ» كه به معناى عزم كردن براى انجام دادن چيزى است، گرفته شده. اين واژهگاه به معناى غم و اندوهى كه فكر انسان را به خود مشغول مىدارد نيز آمده است و در خطبه مزبور به معناى اوّل است.