پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣٧ - شرح و تفسير آيا خدا را ديدهاى؟
انكار و جدال؟ پاسخ اين سؤال بسته به اين است كه «ذعلب» را چگونه انسانى بدانيم. اگر او را از ياران خاص و ارادتمندان ويژه آن حضرت بدانيم بدون شك سؤال او براى كشف حقيقت است و اگر او را انسانى ماجراجو بشمريم- آن گونه كه از بعضى روايات گذشته استفاده شد- در اين صورت سؤالش بوى انكار و مجادله مىدهد. به هر حال، امام عليه السّلام در پاسخ او سخنى گفت و پرده از روى حقايقى برداشت و همه مخاطبان حتى ذعلب را تأثير فوق العاده قرار داد تا آن جا كه خوانديم ذعلب در پايان اين سخن، مدهوش شد و بوى گلشن چنان مست كرد كه دامنش از دست برفت. امام عليه السّلام چنين فرمود:
«چشمها هرگز او را آشكارا نبيند؛ اما قلبها با نيروى حقايق ايمان، وى را درك مىكند» (فقال: لا تدركه العيون بمشاهدة العيان، و لكن تدركه القلوب بحقائق الإيمان).
منظور از حقايق ايمان، اصول اعتقادى و معارف حقه است.
براى توضيح اين سخن بايد به اين نكته توجّه كرد كه مشاهده بر سه گونه است: ١.
مشاهده حسى كه با چشم صورت مىگيرد و گاه چشم را نيز به سلاحى همچون دوربينها و تلسكوپها مسلح مىكند؛ ٢. مشاهده عقلى كه انسان از طريق استدلال به آن مىرسد و حقايقى را همچون آفتاب با چشم دل مىبيند؛ آن گونه- كه به گفته مرحوم مغنيه در شرح نهج البلاغه- كسانى مانند نيوتون مشاهده كردند؛ از افتادن يك سيب از درخت به روى زمين، قانون جاذبه را كه هرگز با چشم سر ديده نمىشود مشاهده كرد و به آن پى برد؛ ٣. شهود باطن و درون كه يك نوع ادراك باطنى است؛ اما نه استدلالى.
انسان با چشم دل واقعيت موجود را مىبيند و آن را باور مىكند؛ بى آن كه احتياج به استدلالى داشته باشد و اين درك و ديدى است كه تا انسان به آن نرسد فهم آن مشكل است.
اين موضوع، نمونههاى فراوانى در قرآن و روايات اسلامى دارد. درباره حضرت ابراهيم عليه السّلام مىخوانيم: خداوند ملكوت آسمانها و زمين را به او نشان داد: «وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ». [١] درباره حضرت يعقوب عليه السّلام مىخوانيم: هنگامى كه برادران يوسف عليه السّلام، پيراهن وى را در مصر از او گرفتند و حركت كردند، يعقوب عليه السّلام گفت: من بوى يوسف را احساس مىكنم:
«إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ». [٢] پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به هنگام حفر خندق، قبل از شروع جنگ احزاب، زمانى كه كلنگ را بر فرق سنگى كه مانع پيشرفت كار خندق شده بود در سه نوبت فرو كوفت و جرقههاى پريد، فرمود: «من كاخ كسرى و قصر قيصر و قصرهاى صنعا در يمن را ديدم كه به روى اصحاب من گشوده مىشود». [٣] على عليه السّلام بارها در نهج البلاغه از آينده خبر مىدهد و در بعضى موارد مىگويد: «فلان گروه را مىبينم كه چنين و چنان خواهند كرد». حتى بعضى از مؤمنان مخلص به چنين كشف و شهودى نايل مىشدند. داستان جوان پاكدلى كه صبحگاهان در صف جماعت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بود معروف است كه مىگفت: هم اكنون بهشتيان را در بهشت و دوزخيان را در جهنم مىبينم!» و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را تصديق كرد و فرمود: «اين جوان، بندهاى است كه خداوند، قلبش را به نور ايمان روشن كرده است؛ هذا عبد نوّر اللّه قلبه للإيمان». [٤] و موارد ديگر كه شرح آن در خور كتاب مستقلى درباره كشف و شهود است و همگى دلالت بر اين مىكند كه غير از مشاهده حسى و عقلى، نوع ديگرى از شهود وجود دارد كه برتر از اينهاست. [٥] سپس امام عليه السّلام براى توضيح اين مطلب كه چگونه دلها به حقايق ايمان، خدا را درك
[١] انعام، آيه ٧٥.
[٢] يوسف، آيه ٩٤.
[٣] كامل ابن اثير، جلد ٢، صفحه ١٧٩.
[٤] اصول كافى، جلد ٢، صفحه ٥٣، (باب حقيقة الايمان و اليقين، حديث ٢)
[٥] براى توضيح بيشتر و فهم معنا شهود و اسباب و موانع آن به تفسير پيام قرآن، جلد ١، صفحه ٢٥٢ به بعد مراجعه فرماييد.