پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠ - شرح و تفسير اقتدا به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله
و رسوايى فراوان و بدىهايش بشمارى» (و لقد كان في رسول اللّه- صلّى اللّه عليه و آله- كاف لك في الأسوة، و دليل لك على ذمّ الدّنيا و عيبها، و كثرة مخازيها [١] و مساويها).
قابل توجه اين كه امام عليه السّلام در اين جا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را هم اسوه مىشمرد و هم دليل.
در واقع اين دو تعبير هر دو به يك نتيجه مىرسد و آن پيروى كردن از آن پيشواى بزرگ و تطبيق دادن زندگى خويش با زندگى اوست؛ ولى از نظر معنا تفاوت لطيفى با هم دارد.
اسوه، اشاره به اين مىكند كه ما زندگى خود را با زندگى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله تطبيق دهيم؛ ولى دليل اشاره به اين دارد كه او ما را به سوى خود فرا مىخواند.
امام عليه السّلام در ادامه اين سخن به ذكر دليل مىپردازد و مىفرمايد: «چه اين كه جوانب دنيا از او (پيامبر صلّى اللّه عليه و آله) گرفته شد و براى ديگران آماده گشت. (او چيزى از متاع دنيا در اختيار نداشت و دنيا پرستان همه چيز داشتند) او از پستان دنيا جدا و از زخارف و زيبايىهايش بر كنار شده بود» (إذ قبضت عنه أطرافها، و وطّئت لغيره أكنافها، و فطم [٢] عن رضاعها، و زوي [٣] عن زخارفها [٤]).
او در زمانى مىزيست كه قيصرها و كسرىها در كاخهاى افسانهاى در ناز و نعمت و در لا به لاى انواع زينت مىزيستند؛ در جزيرة العرب بعضى ثروتمندان بزرگ بودند كه امكانات فراوان داشتند. حتى در زمانى كه به قدرت رسيد و غنايم فراوان در اختيارش قرار گرفت، زندگى بسيار ساده و فقيرانه و زاهدانه داشت و به آن زندگى افتخار مىكرد «الفقر
[١] «مخازى» جمع «مخزاة» از ماده «خزى» به معناى رسوايى گرفته شده است.
[٢] «فطم» از ماده «فطام» به معناى از شير باز گرفتن است.
[٣] «زوى» از ماده «زىّ» (بر وزن حىّ) به معناى جمع كردن و دور بردن است.
[٤] «زخارف» جمع «زخرف» (بر وزن هرمز) در اصل به معناى هرگونه زينت و تجمل توأم با نقش و نگار است و اين كه به سخنان بيهوده، مزخرف گفته شده به علت زرق و برق و آب و رنگى است كه به آن مىدهند.