پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٢ - چند نكته مهم
بررسى زندگى هر يك از اين دو گروه، درسهاى آموزنده خاصى دارد.
٣- امام عليه السّلام در پايان اين عبارت دستور مىدهد كه نگرش شما به دنيا همچون كسى باشد كه عمود خيمه را پايين كشيده و بساط خيمه را جمع كرده و به سوى مقصد در حركت است و منازل ميان راه را يكى پس از ديگرى طى مىكند و هرگز دنيا را محلّ اقامت و استقرار نمىنگرد؛ اتفاقا همه مشكلات دنيا پرستان از همين جا سرچشمه مىگيرد كه مرگ را به كلّى فراموش مىكنند و زندگانى خود را در اين جهان، عملا جاودان فرض مىكنند؛ غافل از اين كه گاه با چشم خود مىبينيم چند ثانيه كوتاه از يك زلزله يا يك سيلاب، محصول صدها سال را بر باد مىدهد و يك منطقه آباد، چنان درهم مىريزد كه گويى هرگز ساكنانى در آن جا نبودهاند. [١]
(١) هنگامى كه سطور ياد شده نوشته مىشد مردم كشور ما در سوك دهها هزار قربانى زلزله شديدى كه در شهر بم و اطراف آن واقع شد به سر مىبردند. زلزله در ١٢ ثانيه (آرى فقط در ١٢ ثانيه!) شهر آباد و سر سبز و خرّمى را به تلى از خاك تبديل كرد. گويى شهرى است كه هزاران سال بر آن مىگذرد و خاموش است. به يقين، مىدانستيم دنيا بى اعتبار است اما تا اين حد نديده بوديم. (٥/ ١٠/ ١٣٨٢ شمسى، مطابق با دوّم ذى القعده ١٤٢٤ قمرى).