پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٧ - پرسش
حضور همه مردم منعقد نشود، هرگز راهى به سوى آن نتوان يافت؛ (چرا كه حضور عموم مسلمين بر تمام بلاد غير ممكن است) بلكه آنها كه صلاحيت رأى و نظر دارند در اين باره حكم مىكنند و حكم آنها نسبت به ساير مردم نافذ است» (و لعمري، لئن كانت الإمامة لا تنعقد حتّى يحضرها عامّة النّاس، فما إلى ذلك سبيل، و لكن أهلها يحكمون على من غاب عنها).
و در ادامه مىافزايد: «بعد از آن نه حاضران، حق رجوع دارند و نه غايبان حق انتخاب ديگر» (ثمّ ليس للشّاهد أن يرجع، و لا للغائب أن يختار).
و در پايان اين قطعه از خطبه به همه مخالفان هشدار مىدهد و مىفرمايد: «بدانيد من با دو كس پيكار خواهم كرد: نخست آن كس كه چيزى را ادعا كند كه حق او نيست و ديگر، كسى كه از دادن حقى كه بر اوست، امتناع ورزد» (ألا و إنّي أقاتل رجلين: رجلا ادّعى ما ليس له، و آخر منع الّذي عليه).
به نظر مىرسد كه اوّلى اشاره به معاويه است كه به بهانه مطالبه خون عثمان از بيعت سرپيچى نمود؛ در حالى كه خون خواهى عثمان يا به وسيله فرزندان ارباب دم بايد صورت گيرد و يا به وسيله امام المسلمين و كسى كه مردم با او بيعت كرده بودند، يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام.
و دوّمى اشاره به طلحه و زبير و مانند آنهاست كه با امام عليه السّلام بيعت كردند و بعد از آن هم خودشان از آن سر باز زدند و هم معاويه و ديگران.
و اين كه بعضى گفتهاند: منظور، ادعاى خلافت از سوى معاويه است كه به هيچ وجه، حق او نبود، با تواريخ سازگار نيست؛ چرا كه معاويه در زمان حيات امير مؤمنان، على عليه السّلام معمولا ادعاى خلافت نمىكرد، بلكه بر خونخواهى عثمان تأكيد داشت.
: امام در سخنان بالا براى اثبات امامت و خلافت تكيه بر نص پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در اين