پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٦ - ١ حق پرسشگرى
« «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛ از آگاهان سؤال كنيد اگر نمىدانيد». [١] امير مؤمنان در بعضى از كلمات پر معنايش در نهج البلاغه مىفرمايد: «و لا يستحيينّ أحد إذا لم يعلم الشّىء أن يتعلّمه؛ هيچ گاه كسى در فراگيرى علم و سؤال از مجهولات، شرم و حيا به خود راه ندهد». [٢] آرى، سؤال كردن عيب نيست. عيب آن است كه انسان پرسش نكند و در جهل و نادانى بماند.
جالب اين است كه در خطبه ياد شده سؤال كردن را حقى براى هر كس ذكر فرموده و اين معنا در مورد جوانان و نوجوانان بسيار مهمتر است چرا كه آنها داراى مجهولات فراوان:
از نظر تكوين و آفرينش نيز خداوند، حسّ كنجكاوى و جستجوگرى را در ذات انسان قرار داده است. انسان، همواره مايل است از چيزهايى كه نمىداند، بپرسد و بداند. اين حس در جوانان و نوجوانان شديدتر است؛ به سبب همان نيازى كه دارند، گاه آن قدر پدر و مادر را سؤال پيچ مىكنند كه داد و فريادشان بلند مىشود؛ در حالى كه وظيفه آنها اين است كه با محبّت و مدارا به اين نياز روحىشان پاسخ مثبت دهند. آن چه را مىدانند، در اختيارشان بگذارند و آن چه را نمىدانند به كسانى كه مىدانند ارجاع دهند.
بعضى فكر مىكنند اگر از مسائل اصول عقايد سؤال كنند نشانه كفر و بىاعتقادى است؛ در حالى كه اين پرسشها براى تحقيق بيشتر و استحكام بخشيدن به عقيده است.
دانشمندان و آگاهان، به ويژه عالمان دينى وظيفه دارند كه در هر حال و در هر شرايط، براى پاسخ به سؤالات اعلام آمادگى كنند و با محبّت و احترام از پرسش كنندگان استقبال كنند و فراموش نكنند كه بر اساس روايتى كه از امير مؤمنان على عليه السّلام نقل شده،
[١] نحل، آيه ٤٣؛ انبياء، آيه ٧.
[٢] كلمات قصار، ٨٢.