پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧ - ١ حق پرسشگرى
چنين وظيفهاى بر دوش دارند: «خداوند از افراد نادان، پيمان فراگيرى علم نگرفته، مگر آن كه پيش از آن از دانشمندان پيمان آموزش گرفته است» (إنّ اللّه لم يأخذ على الجهّال عهدا بطلب العلم حتّى أخذ على العلماء عهدا ببذل العلم للجهّال). [١] اين بحث را با ذكر چند حديث پر معنا پايان مىدهيم:
نخست حديثى است از امام صادق عليه السّلام كه يكى از يارانش به نام «حمران بن أعينى» را تشويق به سؤال كرد و فرمود: «إنّما يهلك النّاس لأنّهم لا يسألون؛ مردم به علت اين هلاك و گمراه مىشوند كه پرسش نمىكنند». [٢] در حديث ديگرى از امام على عليه السّلام مىخوانيم: «القلوب اقفال مفاتحها السّؤال؛ دلها قفل شده است و كليد آن، سؤال است». [٣] و در حديثى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيم: «العلم خزائن و مفاتيحه السّؤال فاسئلوا يرحمكم اللّه فإنّه يوجر فيه أربعة: السّائل و المعلّم و المستمع و المحبّ لهم؛ علم، خزانههايى است و كليدهاى آن سؤال است. خدا شما را رحمت كند، همواره سؤال كنيد؛ چرا كه چهار گروه براى آن پاداش داده مىشوند: سؤال كننده، پاسخ گوينده، كسانى كه در آن جا مستمعند و آنها كه بدانها علاقهمندند». [٤] در روز جنگ جمل، مرد عربى به امير مؤمنان عليه السّلام عرض كرد: اى امير مؤمنان! تو مىگويى خداوند يگانه است؟ (منظور از اين يگانگى چيست؟) مردم از هر سو به او حمله كردند. گفتند: اى مرد عرب، نمىبينى تمام فكر امير مؤمنان متوجّه جنگ است؟ (هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد!) امام فرمود: «او را رها كنيد. چيزى كه اين مرد عرب
[١] كافى، جلد ١، صفحه ٤١.
[٢] همان، صفحه ٤٠.
[٣] ميزان الحكمه، جلد ٤، صفحه ٨٠٣٩.
[٤] ميزان الحكمه، جلد ٤، حديث ٨٠٤١.