پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٨ - شرح و تفسير پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همه چيز را به من خبر داد
دعوت كرد، در پايان خطبه نيز به اين نكته مهم اشاره مىكند كه اگر من اجراى كارى را به شما پيشنهاد مىكنم، خودم در اجراى آن پيشگامم؛ مىفرمايد: «اى مردم، به خدا سوگند! من شما را به هيچ طاعتى ترغيب نمىكنم، مگر اين كه خودم پيش از شما به آن عمل مىنمايم و شما را از هيچ معصيتى باز نمىدارم، مگر اين كه خودم پيش از شما از آن دورى مىجويم» (أيّها النّاس، إنّي، و اللّه، ما أحثّكم على طاعة إلّا و أسبقكم إليها، و لا أنهاكم عن معصية إلّا و أتناهى قبلكم عنها).
گر چه از شرايط لازم براى امر به معروف و نهى از منكر، عامل بودن شخص آمر و ناهى محسوب نمىشود؛ همان گونه كه در كلام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است: «مروا بالمعروف و إن لم تفعلوه و انهوا عن المنكر و إن لم تجتنبوه كلّه؛ امر به معروف و نهى از منكر كنيد هر چند خودتان به آن عمل نكرده باشيد و نهى از منكر كنيد هر چند از تمام منكرات اجتناب نكرده باشيد». [١] ولى به يقين اگر گوينده، پيش از ديگران به آن چه مىگويد عمل كند تأثير كلام او فوق العاده خواهد بود؛ زيرا تأثير عميق سخن، هنگامى است كه از دل برآيد؛ در اين صورت، لا جرم بر دل نشيند. هنگامى شنونده باور مىكند كه سخن گوينده از دل بر آمده كه آن را در اعمال وى مشاهده كند؛ به همين دليل پيشوايان بزرگ دين؛ پيغمبر اكرم و امامان معصومعليهم السّلام و پويندگان آنها هميشه از اين روش پيروى مىكردند؛ در ميدان جنگ در صفوف نخست جاى مىگرفتند و در عبادت از همه بيشتر تلاش مىكردند تا آن جا كه قرآن مجيد گاه به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله هشدار مىدهد كه اين همه خود را براى عبادت به
[١] ميزان الحكمه، جلد ٦، حديث ١٢٧٧٦. اين سخن يك نكته روانى دارد و آن اين كه هرگاه انسان ديگران را به خوبىها دعوت كند و از بدىها باز دارد و خودش عمل نكند، در پيش وجدان خويش شرمنده مىشود و اين شرمندگى او را به سوى نيكىها و پرهيز از بدىها دعوت مىكند.