پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٦ - شرح و تفسير خطرات بدعتها
به اين معنا كه شما در عمر خود مشاهده كرديد كه بدعتهاى پيشين چه مشكلات و نابسامانىها و بدبختىهايى براى مسلمين به ارمغان آورد. بدعتهاى زمان عثمان، سبب شورش عظيمى شد كه خون او بر باد رفت و چنان شكافى ميان مسلمين پيدا شد كه آثارش همچنان باقى است و بدعتهاى عصر خليفه دوّم از جمله تبعيض در ميان موالى (غير عرب) و عرب سبب شكاف عظيمى در ميان مسلمانان گشت و حتى خون خليفه نيز در همين راه ريخته شد. [١] به علاوه خداوند در قرآن مجيد، داستان يهود و بدعتها و تحريفات آنها را نقل كرده و عواقب سوء آن را نشان داده است؛ شما خود نيز مفاسد بدعت را تجربه كردهايد و هم تاريخ پيشينيان به شما اندرز داده است؛ لذا من شما را به مطلب واضحى دعوت كردم كه دلايل حسى و تجربى و نقلى معتبر دارد.
آن گاه در يك نتيجهگيرى آشكار مىفرمايد: «بر اساس اين سخن، تنها افراد ناشنوا از درك اين مطلب (كه صدايش از همه جا پيچيده است) عاجز و ناتوان مىماند و تنها نابينايان آن را نمىبينند» (فلا يصمّ عن ذلك إلّا أصمّ، و لا يعمى عن ذلك إلّا أعمى).
اشاره به اين كه آثار سوء و نكبتبار بدعتها آشكار است و پيام تاريخ نيز در اين زمينه روشن است. آن كس كه آن آثار را نبيند، نابيناست و آن كس كه اين پيام را نشنود، كر است.
و در ادامه مىفرمايد: «آن كس كه از آزمونهاى الهى و تجربهها، سودى نبرد، از هيچ پند و اندرزى سود نخواهد برد و كوته فكرى و كوته نگرى، آشكارا دامان او را مىگيرد؛ تا
[١] در جلد اوّل همين كتاب، ذيل خطبه سوّم (شقشقيه) داستان «ابو لؤلؤ، غلام مغيرة بن شعبه» را نقل كردهايم كه شكايت از مظالم مغيره نسبت به خود نزد عمر آورده بود و عمر او را با بىاعتنايى برگرداند و همين سبب شد كه او كينه عمر را به دل بگيرد و وى را در فرصت مناسبى از پاى درآورد. (جلد ١، صفحه ٣٦٩).