پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٢ - نكته گفتگويى با عمار ياسر در جنگ صفين
مىكنيد، مصالحى دارد كه نمىدانيد؛ در حالى كه تفسير «غير» به مصالح، با مفهوم اين واژه سازگار نيست.
احتمالات ديگرى نيز در كلمات بعضى از شارحان نقل شده كه چون با ظاهر كلمات امام هماهنگ نبود، از آن صرف نظر كرديم.
شك نيست كه اگر اهل قبله و گروهى از مسلمين اقدام به امورى كنند كه پايههاى اسلام را متزلزل كند و يا قيام بر ضدّ حكومت اسلامى باشد، بايد ارشاد شوند و از طرق مسالمتآميز آنها را به راه حق باز گردانند؛ ولى اگر به خلاف كارى خود ادامه دادند چارهاى جز اين نيست كه آنها را با زور بر سر جاى خود بنشانند و اين كار براى افراد سطحىنگر و كوتاه فكر خوش آيند نيست؛ لذا امام عليه السّلام مىفرمايد:
اين پرچم را تنها افراد بينا و شكيبا و عالم و آگاه بر دوش مىكشند.
در حوادث جنگ صفين چنين نقل شده است: «يكى از ياران عمار ياسر مىگويد: ما در جنگ صفين، همراه على عليه السّلام تحت فرماندهى عمار بوديم. ناگاه مردى صف را شكافت و به ما رسيد و گفت: عمار كدام است؟
عمار صدا زد: منم.
آن مرد گفت: سخنى دارم آشكارا بگويم يا پنهان؟
عمار گفت: اختيار با توست.
آن مرد گفت: آشكارا مىگويم. من در مبارزه با معاويه و پيروانش از ساعتى كه از خانه بيرون آمدم ترديدى نداشتم و مىدانستم آنها گمراهند و اين وضع تا ديشب ادامه داشت؛ ولى خوابى ديدم كه مرا مردّد ساخته است. در خواب ديدم منادى ما اذان گفت و