پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٩ - ترجمه
شرح مىدهد؛ آن چنان كه هر شنوندهاى را تحت تأثير قرار مىدهد؛ مىفرمايد: «از آن چه در قربانگاههاى قرون پيشين ديدهايد عبرت گيريد و از آن كسانى كه پيوندهاى اعضايشان (در زير خاكها) از هم گسسته، چشمها و گوشهايشان از ميان رفته، شرف و عزتشان نابود شده و شادى و نعمتهايشان قطع گرديده است. (آرى از آنها، درس عبرت بياموزيد)» (و اعتبروا بما قد رأيتم من مصارع [١] القرون قبلكم: قد تزايلت أوصالهم [٢]، و زالت أبصارهم و أسماعهم، و ذهب شرفهم و عزّهم، و انقطع سرورهم و نعيمهم).
جمله «تزايلت أوصالهم» اشاره به متلاشى شدن پيوندهاى بدن در زير خاك است.
اين تعبير مىتواند اشارهاى به پيوندهاى اجتماعى در زندگى انسان نيز باشد كه بعد از وفات انسان متلاشى مىشود؛ همان گونه كه ابصار و اسماع، اشاره به همين چشم و گوش ظاهرى و قدرت ديدن و شنيدن حسّى است؛ ولى مىتواند كارگردانان انسان را نيز كه از گوشه و كنار جهان، اخبارى را مىشنوند و مىبينند و منتقل مىكنند در بر گيرد.
نه تنها حواسّ ظاهرى انسان و پيوندهاى جسمانى او از ميان مىرود، بلكه جهات اجتماعى همچون شرف و عزّت مادّى نيز با دفن او مدفون مىگردد و تمام لذّتها و نعمتها بر باد مىرود.
سپس در ادامه اين سخن به بخش ديگرى از مواهبى كه انسان با مرگ از دست مىدهد اشاره كرده، مىفرمايد: «آنها به جاى نزديكى به فرزندان، به فراق آنها مبتلا شدند و همدمى همسرانشان به مفارقت آنها مبدل شد؛ اكنون نه بر يكديگر تفاخر مىكنند؛ نه زاد و ولد دارند؛ نه به ديدار يكديگر مىشتابند و نه با هم سخن مىگويند» (فبدّلوا بقرب الأولاد فقدها، و بصحبة الأزواج مفارقتها. لا يتفاخرون، و لا
[١] «مصارع» جمع «مصرع» به معناى محل زمين افتادن است و به قتلگاه نيز اطلاق مىشود.
[٢] «أوصال» جمع «وصل» (بر وزن قفل) به معناى مفصل و رشتههاى اعصاب است كه اعضا را به هم پيوند مىدهد.