پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١ - ٢- آيا بخشى از حق را بايد رها كرد؟
ولى امام عليه السّلام در سخنان ياد شده با صراحت مىگويد: «آنها حق مرا غصب كردند» اين عبارت توجيه و تفسير خاصى ندارد، چه مانعى دارد بگوييم گروه كثيرى از مهاجران و انصار بعد از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در مورد خلافت راه خطا پوييند؟ مگر آنها معصوم بودند؟
حقيقت اين است كه پيشداورىها و وابستگىهاى آميخته با تعصب نسبت به يك مذهب سبب مىشود انسان از مطالب واضح چشم بپوشد و به سراغ توجيههاى غير منطقى برود!
همان گونه كه در خطبه ذكر شد، غاصبان خلافت به اين جمله تمسّك جستهاند كه پارهاى از حقوق را بايد گرفت و پارهاى را طبق مصالحى بايد رها كرد.
و موضوع خلافت امير مؤمنان على عليه السّلام را از قسم دوّم مىپنداشتند.
جمله مذكور يك مفهوم صحيحى دارد و يك مفهوم باطل. هرگاه حق جنبه شخصى داشته باشد انسان در پارهاى از موارد، براى جلوگيرى از درگيرى و به درازا كشيدن مخاصمات و مراعات محبّت و دوستى بايد از همه يا قسمتى از حق خود بگذرد؛ ولى در حقوقى كه مربوط به سرنوشت جامعه است، هيچ كس حق ندارد روى آن معامله كند يا از آن بگذرد. متوليان اين حقوق وكيل و نايب مردماند. وكيل، هرگز حق چنين گذشتهايى را ندارد و موضوع خلافت دقيقا از همين قسم است؛ ولى غاصبان با مغالطه و سفسطه و خلط ميان اين دو قسم، مطلب را به جاى ديگر بردند.
در ضمن، عبارت مزبور به خوبى نشان مىدهد كه مخالفان آن حضرت، نسبت به حق او معترف بودند و يا به تعبير ديگر به قدرى حق او روشن بود كه ياراى انكار آن را نداشتند؛ لذا به بهانههاى واهى متشبث مىشدند.