پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١ - ٢ پايان نكبتبار حكومت بنىاميّه
سرانجام، نفرت عمومى مسلمين، سبب قيام فراگير براى دفاع از آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله شد.
كه شعار آن قيام «الرّضا لآل محمّد» [١] بود؛ ولى نتيجهاش پيش دستى بنى عباس و به حكومت رسيدن آنان بود. نخستين خليفه عباسى هنگامى كه به حكومت رسيد، دستور قتل عام بنى اميّه را صادر كرد و چنان كشتارى از آنان شد كه عدد كشتگانش به شمار نمىآمد؛ حتى قبرهاى آنها را شكافتند و جنازههاى آنها را بيرون آوردند و سوزاندند.
بخشى از ماجراى سرانجام عبرت انگيز بنىاميّه در بخش پايانى خطبه ١٠٦ (جلد چهارم اين كتاب، صفحه ٤٩٥) و پايان خطبه ٩٣ از همين جلد، صفحه ٢٤٢ به بعد و جلد سوّم، صفحه ٥٩٣ به بعد آمده است.
مرحوم علّامه شوشترى در جلد ششم شرح نهج البلاغهاش داستان عبرت انگيزى نقل مىكند، مىنويسد: هنگامى كه مروان، آخرين خليفه بنى اميّه كشته شد «عامر بن اسماعيل» به خانهاى كه در آن مروان و زنانش بودند حمله كرد. آنها درها را بستند و فرياد و شيون بلند كردند. عامر مردى را كه از آنها مراقبت مىكرد گرفت و درباره خانواده مروان سؤال كرد، او گفت: مروان به من دستور داده كه اگر كشته شدم گردن تمام دختران و كنيزانم را بزن (تا به دست ديگران نيفتند) ولى من چنين كارى را نكردم. در اين حال دو دختر مروان را نزد عامر آوردند. او سفارش كرد، سر مروان را در دامان دختر بزرگترش بگذارند و به او گفت: بسيار پوزش مىطلبم؛ اين كار در برابر كارى است كه شما با سر «يحيى بن زيد» كرديد كه سر او را در دامان مادرش گذارديد و شما كه ابتدا به اين كار كرديد، ستمكارتريد (و بعد همه آنها را به قتل رساند). [٢]
[١] اين شعار در موارد زيادى در تاريخ به چشم مىخورد؛ از جمله درباره ابو مسلم خراسانى مىخوانيم: «قد قام يدعو الى الرضا من آل محمّد» او قيام كرد و مردم را به منظور خشنودى آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله به قيام دعوت كرد. (كتاب شرح الاخبار، نعمان بن محمد، جلد ٣، صفحه ٤١٨).
[٢] شرح نهج البلاغه، علّامه شوشترى، جلد ٦، صفحه ١١٦.