پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٦ - خطبه در يك نگاه
شفاء من أكبر الدّاء: و هو الكفر و النّفاق، و الغيّ [١] و الضّلال).
به اين ترتيب، امام عليه السّلام قرآن را وسيله حلّ مشكلات و درمان بيمارىهاى اخلاقى و اجتماعى و معنوى مىشمرد و اصول اين بيمارى را در چهار چيز خلاصه مىكند: كفر، نفاق، جهل و ضلال؛ زيرا قرآن، نور ايمان و اخلاص بر دل مىپاشد و پردههاى جهل و نادانى را پاره مىكند و انسان را از ضلالت و گمراهى رهايى مىبخشد. به يقين، جامعه آگاه و دانا و صاحب ايمان و اخلاص، هرگز در نمىماند و گرفتار مشكلى نمىشود.
و در ادامه اين سخن در يك نتيجهگيرى ديگر مىفرمايد:
«حال كه چنين است، آن چه را مىخواهيد به وسيله قرآن از خدا بخواهيد و با محبّت قرآن به سوى خدا روى آوريد، و هرگز به وسيله آن از مخلوقات او چيزى نخواهيد؛ زيرا بندگان به چيزى مانند آن به خدا تقرّب نجستهاند» (فاسألوا اللّه به، و توجّهوا إليه بحبّه، و لا تسألوا به خلقه، إنّه ما توجّه العباد إلى اللّه تعالى بمثله).
از اين تعبير به خوبى استفاده مىشود كه قرآن، بهترين وسيله نجات و مهمترين سبب براى جلب عنايات الهى است.
جمله «و لا تسألوا به خلقه» اشاره به اين است كه قرآن را وسيله خودنمايى و جلب توجّه مردم و رسيدن به مقاصد دنيوى قرار ندهيد؛ آن گونه كه از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه مىفرمايد: «إنّ من النّاس من يقرء القرآن ليقال فلان قارء و منهم من يقرء القرآن ليطلب به الدّنيا و لا خير في ذلك و منهم من يقرء القرآن لينتفع به في صلاته و ليله و نهاره؛ (قاريان قرآن سه دستهاند) گروهى از مردم قرآن مىخوانند تا (ديگران) بگويند: فلان كس قارى قرآن است و گروهى قرآن مىخوانند تا به وسيله آن به منافع دنيوى برسند و در هيچ يك از اينها خيرى نيست و گروهى ديگر
[١] «غىّ» به معناى كار جاهلانه و يا به تعبير راغب در مفردات به معناى جهل و نادانى است كه از اعتقاد فاسد سرچشمه مىگيرد.