پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٣ - تفسير بعضى از لغات پيچيده اين خطبه (از زبان سيّد رضى)
تفسير بعضى از لغات پيچيده اين خطبه (از زبان سيّد رضى)
سيّد شريف رضى رحمه اللّه در پايان اين خطبه چنين مىگويد:
قوله عليه السّلام: «يؤرّ بملاقحه» الأرّ: كناية عن النّكاح، يقال: أرّ الرّجل المرأة يؤرّها، إذا نكحها. و قوله عليه السّلام: «كأنّه قلع داريّ عنجه نوتيّه» القلع: شراع السّفينة، و داريّ: منسوب إلى دارين، و هي بلدة على البحر يجلب منها الطّيب. و عنجه: أي عطفه. يقال: عنجت النّاقة- كنصرت- أعنجها» عنجا إذا عطفتها. و النّوتي: الملّاح. و قوله عليه السّلام: «ضفّتي جفونه» أراد جانبي جفونه. و الضّفّتان: الجّانبان. و قوله عليه السّلام: «و فلذ الزّبرجد» الفلذ: جمع فلذة، و هي القطعة. و قوله عليه السّلام: «كبائس اللّؤلؤ الرّطب» الكباسة: العذق و العساليج:
الغصون، واحدها عسلوج.
جمله «يؤرّ بملاقحه» در كلام امام عليه السّلام كنايه از لقاح و آميزش جنسى است. گفته مىشود «أرّ الرجل المرأة يؤرّها» هنگامى كه با همسرش آميزش كند و در جمله «كأنّه قلع دارىّ عنجه نؤتيه» قلع به معناى بادبان كشتى است و «دارىّ» منسوب به «دارين» شهرى است در كنار دريا (در اطراف بحرين) كه از آن جا عطريات مىآورند (و بادبانهاى كشتىهايش معروف است و در جمله «عنجه» به معناى كشيدن به سوى خويش است؛ گفته مىشود «عنجت الناقة أعنجها» يعنى شتر را به سوى خود كشيدم و «نوتى» به معناى كشتيبان است و تعبير «ضفّتى جفونه» به معناى دو طرف پلكهاى چشم اوست و «ضفتان» به معناى دو طرف است و اين كه مىفرمايد: «و فلذ الزبرجد» «فلذ» جمع «فلذة» به معناى قطعه چيزى است و در اين جا منظور، قطعههاى زبرجد است و تعبير اين كه فرموده: «كبائس اللؤلؤ الرطب» (كبائس جمع كباسه و) «اكباسه» به معناى خوشه است و «عساليج» جمع «عسلوج» به معناى شاخه است.