پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٨ - شرح و تفسير شرح عميق ديگرى از صفات جمال و جلال او
جريان يابد و مناطق ديگر در امن و امان باشد.
تعبير به «مخصب النجاد» اشاره به قدرت نمايى خداوند در سر سبز شدن مناطق مرتفعى است كه آب، به طور معمول به آنها نمىرسد. سپس امام عليه السّلام به بيان بخشى از مهمترين صفات ذات پروردگار كه موضوع ازليّت و ابديّت و واجب الوجود بودن است مىپردازد و مىفرمايد: «براى اوّل بودن او آغاز نيست و نه براى ازليتش پايانى. آغازى است كه همواره بوده و پايانى است كه سرآمدى ندارد» (ليس لأوّليّته ابتداء، و لا لأزليّته انقضاء. هو الأوّل و لم يزل، و الباقي بلا أجل).
دلايل عقلى ثابت كرده است كه او واجب الوجود است؛ نه آغازى داشته و نه انجامى دارد؛ هميشه بوده و هميشه خواهد بود؛ چرا كه هستىاش از درون ذات اوست و ذات پاكش عين هستى بىپايان اوست. بنابر اين، جمله «هو الاول ... و الباقى ...» نتيجهاى است براى جملههاى «ليس لاوليته ... و لا لازليته ...» زيرا هنگامى كه آغاز و انجامى براى ازليّت و ابديّت او نباشد، او اوّل و آخر است و اين دو وصف، در واقع اساس و پايه بسيارى از اوصاف الهى است و اوصاف جمال و جلالش غالبا به اين دو ويژگى باز مىگردد.
قرآن مجيد نيز مىفرمايد: « «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»؛ اوّل و آخر و پيدا و پنهان اوست و او به هر چيز دانا است». [١] در ادامه اين سخن مىفرمايد: «پيشانىها در برابر عظمتش به خاك افتاده و لبها به يگانگىاش گشوده شده است» (خرّت له الجباه، و وحّدته الشّفاه).
مسلّم است، كسى كه آفريننده همه اشيا و مخلوقات و نعمتهاست و تمام هستى از وجود او سرچشمه مىگيرد، شايسته عبوديت و سجده و ستايش است و غير او شايسته اين مقام نيست. البتّه آن سجده و آن ستايش، ناظر به كار عارفان باللّه است؛ نه كافران و مشركان و عاصيان؛ چرا كه آنها شايسته ذكر نيستند.
امام عليه السّلام در ادامه اين اوصاف، به بخشى از صفات سلبيه و قداست او از هر عيب و
[١] حديد، آيه ٣.