پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥ - شرح و تفسير گوشهاى از صفات جمال و جلال خدا
دوّمى براى او تصور مىشود اما وجود ندارد؛ حال آن كه براى ذات خداوند دوّمى تصور نمىشود. مگر ذاتى كه از هر جهت نامحدود است تعدد در آن تصور مىشود؟ اگر تعددى تصور شود مفهومش اين است كه هر دو محدودند. بنابر اين توحيد ذات پروردگار به معناى وحدت عددى نيست؛ بلكه به معناى يكتايى از نظر شبيه و مانند است؛ نه در ذهن و نه در خارج.
و هنگامى كه مىگوييم او خالق و آفريننده است، ممكن است اين توهم براى بعضى پيدا شود كه او براى خلقت موجودات آستين بالا مىزند و از اين جا به آن جا مىرود و زحمت مىكشد تا به مقصود خود برسد؛ آن گونه كه ما در مورد مصنوعات خود انجام مىدهيم؛ نه، او چنان است كه وقتى اراده كند موجودى كوچك يا جهانى عظيم ايجاد شود، فرمان مىدهد: «موجود باش» آن هم فورا موجود مىشود، «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ». [١] سپس هشتمين و نهمين وصف را چنين بيان مىكند، «او شنواست؛ ولى نه با استفاده از ابزار شنوايى و بيناست؛ نه به وسيله باز و بسته كردن پلكها» (و السّميع لا بأداة، و البصير لا بتفريق آلة).
اين توضيحات امام عليه السّلام به علت اين است كه وقتى از بينايى و شنوايى و صفات ديگرى همانند آنها به ميان مىآيد، فورا ذهن ما متوجه بينايى و شنوايى خودمان مىشود كه با ابزار و آلاتى مانند گوش و كره چشم با آن ساختمانهاى مخصوصشان مىشنود، در حالى كه بينايى و شنوايى او با آلات و ابزار ممكن نيست؛ بلكه با حضور ذاتش در همه جا و در ظاهر و باطن همه اشياست.
تعبير «لا تفريق آلة» ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه انسان براى ديدن يك منظره كامل- مثلا از يك خانه- بايد چشم خود را متوجه نقاط مختلف آن خانه كند؛ بالا و پايين و شرق و غرب آن را ببيند و عكسهاى متعددى از آن به مغز مخابره شود و مغز
[١] يس، آيه ٨٢.