پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤ - شرح و تفسير گوشهاى از صفات جمال و جلال خدا
محدود شونده، و پرورش دهنده و پرورده شده با هم متفاوتند» (لا تستلمه [١] المشاعر، و لا تحجبه السّواتر، لافتراق الصّانع و المصنوع، و الحادّ و المحدود، و الرّبّ و المربوب).
اما اين كه: مشاعر انسان اعم از حواس ظاهر و باطن و عقل و خرد به كنه ذات او نمىرسد، دليلش روشن است؛ زيرا او وجودى است نامحدود و غير متناهى از هر جهت؛ و عقول انسانى محدود از هر جهت؛ و نامحدود هرگز در محدود نمىگنجد. از سوى ديگر آن قدر آثار وجود مقدّس او عالم را پر كرده كه هيچ پردهاى نمىتواند او را بپوشاند. كنه ذاتش بر همه كس پنهان و آثارش در همه جا پيدا.
جمله «لافتراق الصانع ...» دليلى است بر پنهان بودن ذات پاك او و آشكار بودن آثارش؛ زيرا خالق و مخلوق و حاد و محدود و رب و مربوب با هم متفاوتند. مصنوع كه ممكن الوجود است نمىتواند صانع را كه واجب الوجود است درك كند و آفريدگان كه محدودند نمىتوانند آفريدگار را كه نامحدود است دريابند و موجودات كه تحت ربوبيت خداوندند، رب و پروردگار خويش را آن گونه كه هست درك نمىكنند.
اين احتمال نيز از سوى جمعى از شارحان نهج البلاغه داده شده كه اين استدلالها براى تمام صفاتى است كه قبلا ذكر شد، ولى تفسير اوّل مناسبتر به نظر مىرسد.
در بيان ششمين و هفتمين صفات او مىفرمايد: «يگانه است؛ ولى نه معناى وحدت عددى (بلكه به اين معنا كه شبيه و نظير ندارد) و خالق و آفريننده است؛ اما نه به اين معنا كه حركت و رنج و تعبى در اين راه متحمل مىشود» (الأحد بلا تأويل عدد، و الخالق لا بمعنى حركة و نصب [٢]).
هنگامى كه مىگوييم خداوند واحد است، بعضى تصور مىكنند مفهومش اين است كه او يكى است و دو نيست؛ در حالى كه اشتباه است؛ زيرا مفهوم اين سخن آن است كه
[١] «لا تستلمه» از ماده «استلام» به معناى تماس پيدا كردن با چيزى است.
[٢] «نصب» به معناى خستگى و درد و رنج است.