تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٤٤٧ - شهر رى، مركز حديثى شيعه در قرن ششم و هفتم
عماد الدين طبرى در رى، آثار شيخ طوسى را به روايت از وى سماع نموده است.
در اين روايات، شمس الإسلام حَسَكا بابويِه تصريح نموده كه در جمادى اوّل سال ٤٥٥ ق، در نجف، آثار روايت نموده را سماع كرده است.[١] از ديگر شيوخ اجازه و راوى كتب متقدّمين شيعه در اين قرن بر اساس كتاب طبرى، مىتوان به محمّد بن على بن عبد الصمد تميمى نيشابورى اشاره كرد. نام وى در سلسله سند روايتِ كتب صدوق، موجود است. طبرى، روايات خود را از وى در نيشابور به سال ٥١٤ ق، سماع نموده است.[٢] يكى ديگر از شيوخ اجازه قرن ششم، سديد الدين ابو الفضل شاذان (/ شادان) ابن جبرئيل بن شاذان قمى (زنده در سال ٥٨٤ ق) مؤلّف اثرى به نام إزاحة القبلة فى معرفة القبلة است.[٣] از وى كتابى به نام الروضة يا المناقب موجود است كه جزو منابع بحار است.[٤] در اين كتاب، ابن شادان به واسطه پدر خود، از شيخ ابو الحسن محمّد بن
[١]. براى نمونه، ر. ك: بشارة المصطفى، ص ١١٨، ١٢٢، ١٢٧، ١٣٠، ١٣٢ و ١٤٥. در صفحات ١٩١ و ٢٢٢، طبرى تأكيد مىكند كه احاديث را به اجازه از حسكا دريافت كرده و سپس گفته:« نسخت من أصله و قابلت من كتابه مع ولده».
[٢]. براى نمونه، ر. ك: همان، ص ٢٣١.
[٣]. وى را نبايد با ابو الحسن محمّد بن احمد بن شادان قمى( م قبل از ٤١٨ ق)، كه خواهرزاده ابن قولويه( محدود ٣٦٩ ق)، استاد شيخ طوسى و كراجكى است و در سال ٤١٢ ق، در نزد وى كتاب حديثش با نام إيضاح دفائن النواصب را خوانده، اشتباه كرد( ر. ك: معالم العلماء، ص ١١٧؛ فهرست نسخ خطّى اهدايى آقاى سيّد محمّد مشكات، ج ٣، بخش ٣، ص ١١٢٩- ١١٣٠). نيز در مورد كتاب إزاحة القبلة، ر. ك: همان، ص ١٧٧٤ و ١٧٧٥. وى از راويان مهم آثار شيخ طوسى و صدوق است( ر. ك: بحار الأنوار، ج ١٠٤، ص ٦٨- ٧٠).
[٤]. دانشپژوه در معرفى نسخهاى از كتاب الروضة، بر اساس تفاوت بين دو نسخه روضه و مناقب، اين دو كتابرا دو اثر از ابن شادان معرفى كرده است( ر. ك: فهرست نسخ خطّى اهدايى آقاى سيّد محمّد مشكات، ج ٣، بخش ٣، ص ١٣٤٣).