تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٤٤٢ - ابن دحيه كلبى و كتاب«إعلام النصر المبين فى المفاضلة بين أهل صفين»
موسى بن عبد اللَّه بن حسن بن على بن محمّد بن على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب است.[١] وى خود را «ذو نسبتين» يا «ذو نسبين» ناميده است.[٢] البتّه عدّهاى در اينكه وى از دحيه كلبى نسب ببرد، ترديد كردهاند.[٣] ابن خَلِّكان، تاريخ تولّد وى را سال ٥٤٤ ق، دانسته[٤] و به نقل برخى از كسان، از قول خود وى درباره تاريخ تولّدش، ذى قعده سال ٥٤٨ را ذكر كرده است.
در مورد تاريخ وفات وى، اختلافى ميان مورّخان نيست و جملگى، چهاردهم ربيع اوّل سال ٦٣٣ ق را ذكر كردهاند.[٥] وى از محدّثان كثير السفر بوده است. او در آغاز عمر، به مغرب سفر كرد و در آن جا از شيوخ حديث، سماع حديث نمود. در مراكش در سال ٥٦٥ ق، به محضر ابو بكر محمّد بن عبد اللَّه عبدرى (كه در نحو و ادب از سرآمدان زمان خود بوده است) رسيد! همچنين در همان جا در سال ٥٦٤ ق، با ابوعبد اللَّه محمّد بن حسين بن حبوس، در منزلش ديدار نمود و از وى سماع حديث كرد.
وى بار ديگر به اندلس بازگشت و از ابو القاسم بن بِشكوال، ابو عبد اللَّه محمّد بن سعيد بن زرقوق، ابو عبد اللَّه بن المجاهد، ابو بكر بن خير، ابو العبّاس بن مضاء، ابو محمّد بن بونه، ابو القاسم بن حُبَيش، ابو بكر بن جُبَير لَمتونى و ديگران، سماع حديث نمود.[٦] او سپس به تِلِمسان سفر كرد و با قاضى آن ديار، ابو الحسن بن ابى حَيّون، ديدار كرد و از وى سماع حديث نمود.[٧] نيز در سفر به افريقيّه در سال ٥٩٥ ق، از گروهى از
[١]. در مورد اين علوى، ر. ك: المستفاد من ذيل تاريخ بغداد، ص ٢٠٦.
[٢]. ر. ك: البداية و النهاية، ج ١٣، ص ١٤٤.
[٣]. ميزان الاعتدال، ج ٣، ص ١٨٦؛ ذيل تاريخ بغداد، ص ٦٥؛ المستفاد من ذيل تاريخ بغداد، ص ٢٠٨.
[٤]. وفيات الأعيان، ج ٣، ص ٤٥٠.
[٥]. ذيل تاريخ بغداد، ج ٥، ص ٦٨؛ الذيل على الروضتين، ص ١٦٣؛ وفيات الأعيان، ج ٣، ص ٤٥٠؛ سير أعلام النبلاء، ج ٢٢، ص ٣٩٤؛ نفح الطيّب، ج ٢، ص ١٠٣.
[٦]. التكملة لكتاب الصلة، ج ٢، ص ٦٥٩؛ ذيل التقييد، ص ٢٣٦.
[٧]. التكملة لكتاب الصلة، ج ٢، ص ٦٥٩.