تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٣٨٧ - ٣ الضعفاء
دو عامل- يكى مذهب و دين (اثنا عشرى) و ديگرى صداقت و اجتناب از دروغگويى در كلام و نقل (عدالت)- تكيه كرده است. وى فقدان اين شرايط يا يكى از آنها را در خود راوى يا شيخ راوى، سبب ضعف او دانسته است. ثانياً: وى در تضعيف، بر بُعد اثباتى تكيه كرده و معتقد بوده كه عدم طعن، مساوى با توثيق است.[١] در انتساب كتاب الضعفاء به ابن غضائرى، تا سده چهاردهم ترديدى صورت نگرفته بود.[٢] تنها در اين ميان، شهيد ثانى و محقّق خوانسارى آن را به پدر او، حسين بن عبيد اللَّه غضائرى (م ٤١١ ق)، نسبت دادهاند.[٣] اين در حالى است كه شهيد در تعليقات خود بر خلاصة الأقوال علّامه حلّى، از عبارات علّامه استفاده مىكند كه مراد از ابن غضائرى- كه مكرّر در اين كتاب ذكر شده-، احمد بن حسين بن عبيد اللَّه غضائرى است.[٤] اما در سده چهاردهم و پانزدهم، عدّهاى از علماى كتابشناسى و رجال، با ترديد در انتساب كتاب الضعفاء به ابن غضائرى، آن را ساخته و پرداخته مخالفان شيعه و يا دست كم، محرّف و دستْخورده، توصيف نمودهاند.[٥] ادّعاى گروه ياد شده، به طور عمده به دو مطلب استناد داده شده است: يكى عدم وصول نسخه كتاب از طريق قابل قبول، و ديگرى كثرت تضعيفات و جرح.
كتاب الضعفاء، از سده هفتم به بعد، از مصادر كتابهاى رجالى شمرده شد. برخى بر اين كتاب اعتماد كردهاند؛ اگرچه در مقام تعارض، گاه آراى امثال نجاشى و شيخ را
[١]. ر. ك: همان، ص ٢٢- ٢٥( مقدّمه محقّق).
[٢]. ر. ك: خلاصة علّامه، ص ٣٦ و ٣٧( به نقل از: سماء المقال، ج ١، ص ١١٩)؛ رجال ابن داوود، ص ٢٥- ٢٦؛ الرواشح السماوية، ص ١١١- ١١٤؛ مجمع الرجال، ج ١، ص ١١؛ أمل الآمل، ج ٢، ص ١٢؛ بحار الأنوار، ج ١، ص ٤١؛ نقد الرجال، ج ١، ص ١١٩؛ الفوائد الرجالية، ج ٢، ص ٤٩- ٥٠؛ سماء المقال، ج ١، ص ١٤؛ خاتمة مستدرك الوسائل، ج ١، ص ١٨؛ الرجال، ابن الغضائرى، ص ١٧( مقدّمه محقّق).
[٣]. سماء المقال، ج ١، ص ١٦؛ معجم رجال الحديث، ج ١، ص ٤٤؛ كليّات فى علم الرجال، ص ٨٤.
[٤]. سماء المقال، ج ١، ص ٢٠.
[٥]. ر. ك: الذريعة، ج ٢، ص ٢٩٠ و ج ١٠، ص ٨٩؛ معجم رجال الحديث، ج ١، ص ٩٥- ٩٦، ٢٠٨؛ بحوث فى فقهالرجال، فانى، ص ٢٩.