تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ١٧١ - ويژگى هاى الكافى
آن كه سعد از اصحاب اصول است؛ ولى در باره تاريخ ولادت ائمه عليهم السلام، از وى روايت كرده است. گويا اين بدان جهت بوده كه سعد احاديث شاذ را نيز روايت مىكرد يا از رجال ضعيف و شاذ روايت مىكرد.[١] هفتم: اين كتاب، شامل احاديث صادقين عليهم السلام است. كلينى در مقدّمه الكافى متذكّر شده كه بنا داشته تنها روايتهاى صحيح از صادقين را نقل كند. آنچه از اهل سنّت و از غير صادقين در الكافى آمده، به قولى، از دوازده روايت فراتر نمىرود.[٢] هشتم: ترتيب احاديث ابواب، بر حسب صحّت و وضوع آنهاست. لذا احاديث پايانى ابواب، از ضعف در سند يا متن، خالى نيستند.[٣] نهم: اسانيد آن، مشتمل است بر الفاظ ناظر به افراد و اسامى، با مصاديق نه چندان روشن. گويا شناخت برخى از اين اسامى، به علّت معروف بودن سند، آسان است، مانند: «على بن ابراهيم عن أبيه» كه در ٤٩٦٠ مورد آمده است. اما گاه، چنين نيست و تشخيص مصداق عبارت، دشوار مىنمايد، مانند عبارت «أخ فلانٍ» در ٥٩ مورد، «أب فلانِ در ٤١٠٩ مورد، «ابن فلان» در ٦٥٠٢ مورد، القاب بدون اسامى در ١٥٢٨ مورد، «جدّ فلان» در ٦٥ مورد، «امّ فلان» در ده مورد، «العدّة» در ٣٨٨٦ مورد و ....[٤] دهم: محتواى بيشتر اصول اربعمائة و مصنّفات اصحاب ائمه عليهم السلام، در الكافى آمده است. در موارد فراوانى كه كلينى در صدر حديث، سلسله سند را ذكر كرده، گويا به اين هدف بوده كه طرق اجازه خود را به آن اصول بيان كند. اصول و كتب اصحاب ائمه عليهم السلام، تا آن عصر وجود داشت و ميان محدّثان، دست به دست مىشد.[٥] يازدهم: اختصاص به روايت صحيح دارد. كلينى در مقدّمه الكافى، متذكّر شده كه
[١]. الكلينى و الكافى، ص ٤٢٧.
[٢]. الكلينى و الكافى، ص ٤٢٨- ٤٢٩؛ معجم رجال الحديث، ج ١، ص ٨٣- ٨٤.
[٣]. روضات الجنات، ج ١، ص ١١٦؛ نهاية الدراية، ص ٥٤٥.
[٤]. الكلينى و الكافى، ص ٤٣٠- ٤٣١.
[٥]. همان، ص ٤٣٢.