تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٦٤ - تأليفات
ابن وليد در سال ٣٤٧ ق، به گزارش شيخ مفيد،[١] اين حدس قوى مىنمايد كه او در سال ٣٤٧ ق، در گذشته است.
ابن وليد اهل قم نبود؛ گرچه در آن جا سكونت داشت. وى از مشايخ آن ديار، حديث شنيد و به جايگاه «شيخ قمىها» بار يافت.[٢] ابن وليد آگاه به فقه و حديث بود و در نقل روايت و نقد رجال نيز بسيار قابل اعتماد و توانا شناخته مىشد.[٣] گويا او در نقد احاديث و جرح و تعديل راويان، روشى خاص داشت. بر پايه اين روش، وى از نقل كردن برخى احاديث و كتب روايى، خوددارى مىكرد. شاگردش شيخ صدوق نيز با اشاره به اين روش، بر پيروى از او در تضعيف راويان، تأكيد كرده است.[٤] يكى از ديدگاههاى كلامى ابن وليد- كه شيخ صدوق نيز آن را پذيرفت و بعدها در نقد رجال، معيارى مهم تلقى شد-، قول به وقوع سهو از پيامبر و امام بود. در نظر آنان، نپذيرفتن اين قول، نخستين درجه غلو شمرده مىشد.[٥]
تأليفات
در مصادر، دو كتاب به ابن وليد نسبت داده شده كه هر دو، ناياباند: الجامع و التفسير.[٦] الجامع به قرينه موارد منقول از آن و نيز كثرت نقل شيخ صدوق و شيخ طوسى از ابن وليد، فراتر از روايات فقهى بوده است.[٧] نجاشى و طوسى در طريق نقل كتابها، فراوان از ابن وليد نقل كردهاند. كثرت نقل، اين حدس را تقويت مىكند كه وى كتاب فهرست نيز داشته است.
[١]. الإختصاص، ص ٥.
[٢]. رجال النجاشى، ص ٣٨٢.
[٣]. همان جا. نيز ر. ك: الفهرست، طوسى، ص ٢٣٧؛ معالم العلماء، ص ١٤٦.
[٤]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ١٥٣.
[٥]. همان، ج ١، ص ٣٦٠؛ تصحيح الإعتقاد، ص ٦٣- ٦٦.
[٦]. رجال النجاشى، ص ٣٢٨؛ الفهرست، طوسى، ص ٢٣٧؛ معالم العلماء، ص ١٤٦.
[٧]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٤؛ فرج المهموم، ص ١٣٩؛ كشف المهجة، ص ٣٥.