تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٥٢٩ - نتيجه گيرى
نتيجهگيرى
قرن ششم و هفتم در تاريخ حديث شيعه، تنها، دورهاى براى گذار و انتقال ميراث شيعه به قرون بعدى است. در قرن هفتم، جمال الدين ابن طاووس، در نخستين تلاشها براى ارائه ضوابط نقد حديث، متفاوت از گذشته عمل نمود. نيز مهمترين مراكز شيعى قرن ششم و هفتم، يعنى حلّه، حلب و رى، شاهد حضور عالمان شيعى بوده است. از فعاليت قم در اين دوره، آگاهى بسيار كمى در منابع آمده است.
با اين حال، همين تلاش عالمان شيعى را در انتقال ميراث گذشته به آينده نبايد اندك دانست. حضور نام ابن شهرآشوب در اسناد اجازه علّامه حلّى به بنو زهره، نشانگر اهمّيت وى در اين قرن و روايت كتب حديثى است، هرچند راه درازى در پيش بود تا كتابهاى علم حديث تدوين گردد. با اين حال، گردآورى و تدوين كتب حديثى، از جمله فعاليتهاى عالمان شيعى اين قرن بوده است. شخصيت برجسته نجف در قرن پنجم، فرزند شيخ طوسى، ابو على حسن بن محمّد، بوده كه نقش مهمى در انتقال ميراث علمى پدرش داشته است. ابن ابى طى، تاريخنگار امامى، در مورد وى چنين نوشته است:
وُلِدَ بمشهد علىّ عليه السلام و قرأ على أبيه جميع كتبه. حدّثنى عماد الدين أبو جعفر محمّد بن أبى القاسم الطبرى، قال: كان الشيخ أبو علىّ من أعبد الناس ... و قد زار أبو سعد السمعانى المشهد و سمع عليه و أثنى عليه، و قال أبو منصور محمّد بن الحسن النقّاش: كنّا نقرأ على الشيخ أبى علىّ ...، و كان أروى الناس للمثل و الشاهد، و أحفظ الناس للُاصول، و أنقلهم للمذهب، و أرواهم للحديث.[١]
[١]. تاريخ الإسلام( حوادث ٥٢٠- ٥٤٠ ق)، ص ٥٥٧ و ٥٥٨.