تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٥٠٩ - ابن شرفيه و كتاب«عيون الحكم و المواعظ»
وى، در باب امامت نقل شده و پاسخ مفصّل آنها نيز آمده است.[١]
ابن شرفيّه و كتاب «عيون الحكم و المواعظ»
يكى ديگر از آثار حديثى تأليف شده در قرن ششم، كتاب عيون الحكم و المواعظ و ذخيرة المتّعظ و الواعظ كافى الدين ابو الحسن على بن محمّد ليثى واسطى مشهور به ابن شرفيّه، حاوى ١٣٦٢٨ كلمه از سخنان امير المؤمنين است. واسطى، اين كتاب را بر اساس برخى آثار كه به تدوين سخنان آن حضرت اختصاص داشتهاند، تأليف كرده است.
اطلاعاتى كه در منابع شرح حالنگارى درباره اين عالم اماميّه آمدهاند، اندكاند.
بيشترين شهرت واسطى در روايت كتاب المناقب ابن مغازلى است. على بن محمّد بن حامد صنعانى، فقيه زيدى در سال ٥٩٨ ق، در مكّه اجازه روايت كتاب ابن مغازلى را- كه خود از واسطى دريافت كرده-، به فردى داده است.
ابن شرفيّه، خود، كتاب مناقب ابن مغازلى را در رجب سال ٥٧١ از قاضى عزّ الدين هبة الكريم بن حسن مشهور به ابن حبانش، سماع كرده است. در حقيقت، عالمان زيدى يمنى، كتاب ارجمند ابن مغازلى را از روى نسخهاى كه ابن شرفيّه براى خود در ١٢ شوّال سال ٥٨٥ كتابت كرده، مىشناختهاند و تمام نسخههاى اين كتاب كه اينك در يمن موجود است، استنساخهايى از نسخه كتاب شده به وسيله وى است.
افندى، اطلاعات اندكى درباره ابن شرفيّه آورده است.[٢] به نوشته افندى، ابن شرفيّه از بزرگان علما بوده و قطب الدين كيدرى (م بعد از ٦١٠ ق) به واسطه علاءالدين حسين بن على بن مهدى حسينى از او روايت كرده است. افندى بر اساس مطلبى در مباهج المهج كيدرى، يكى از اساتيد روايى ابن شرفيّه را شادان بن جبرائيل قمى معرّفى كرده است.
[١]. ر. ك: همان، ص ٢٥٨- ٢٧٨.
[٢]. ر. ك: رياض العلماء، ج ٤، ص ١٨٦.