تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٥٠٧ - جمال الدين احمد بن موسى
العثمانيّة[١] تأليف كرده است. كتاب وى در حقيقت، نقدى بر كتاب العثمانيّة ى اديب معتزلى عمرو بن بحر (م ٢٥٥ ق) و بيشتر با صبغه كلامى است.[٢] جمال الدين در اين كتاب، ضمن نقل برخى از عبارات جاحظ، با بهرهگيرى از كتابهاى حديثى اهل سنّت، به نقد نظرات جاحظ در نقد فضايل على عليه السلام پرداخته است.
جمال الدين در زمينه رجالى، كتابى را به نام حلّ الإشكال فى معرفة الرجال (بر اساس گزيده يا اختيارى از رجال الكشّى و آثار رجالى اربعه اماميه) تأليف كرده است. متن اين كتاب در اختيار حسن بن زين الدين معروف به صاحب معالم (م ١٠١١ ق) بوده و او گزيدهاى از اين كتاب را با عنوان التحرير الطاووسى فراهم كرده كه متن موجود از اين كتاب، تنها همين منتخب است.
اهمّيت اين كتاب در ارائه نظام نقد حديثى به وسيله جمال الدين ابن طاووس است؛[٣] چرا كه وى بر خلاف شيوه قدما در تقسيم حديث، نظام جديدى را در نقد احاديث طرحريزى كرده كه بعدها مورد پذيرش علّامه حلّى و ديگران قرار گرفت.[٤]
[١]. اين كتاب به وسيله سيّد على عدنان غريفى در ايران( مؤسّسه آل البيت لإحياء التراث، قم، ١٤١١ ق) بهچاپ رسيده است.
[٢]. عبد السلام هارون، متن العثمانيّة را همراه با بازماندههايى از نقد ابو جعفر اسكافى بر اين كتاب كه به تفاريقدر شرح نهج البلاغة ى ابن ابى الحديد نقل شده، به چاپ رسانده است.
[٣]. نمونههايى از بحثهاى جمال الدين ابن طاووس، در جرح و تعديل روات امامى در ضمن كتاب التحريرالطاووسى( ص ١١٦- ١٣٣، ١٥٩- ١٦٣، ٢٤٤- ٢٤٧، ٢٥٩- ٢٦٧، ٢٩٦- ٣٠٢ و ٣١٥- ٣٣٠) باقى مانده است.
[٤]. متن اين كتاب به تحقيق سيّد محمّد حسن ترحينى، تحقيق و به وسيله انتشارات دار الذخائر( قم، ١٣٦٨ ش) به چاپ رسيده است. يكى از ويژگىهاى مهم جمال الدين ابن طاووس، در نقل آراى عالم رجالى قرن پنجم، ابن غضايرى است. درباره اعتبار يا عدم اعتبار رجال ابن غضايرى( مشهور به الضعفاء) در ميان رجاليان اماميه اختلاف هست. براى ديدن بحثى درباره الرجال ابن غضايرى، ر. ك: مقدّمه سيّد محمّد رضا حسينى جلالى بر الرجال ابن غضايرى. همچنين شيخ آقا بزرگ تهرانى نكاتى را در معرّفى اين كتاب آورده است( ر. ك: الذريعة إلى تصانيف الشيعة، ج ٤، ص ٢٨٨- ٢٩١، حاشيه؛ ج ١٠، ص ٨٨ و ٨٩). بعد از جمال الدين ابن طاووس، شاگردان وى، علّامه حلّى و ابن داوود حلّى نيز آراى ابن غضايرى را در ضمن تأليفات رجالى خود، بيان كردهاند.