تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٤٧ - ٢ مسندنگارى
٥. قرب الإسناد محمّد بن ابى عمران موسى بن على بن عبدويه.[١] نجاشى وى را ديده ولى موفّق به شنيدن حديث از او نشده است.
٢. مُسنَدنگارى
مُسندنگارى در حوزه شيعه، آن گونه كه در حوزه حديثى اهل سنّت رواج داشته، در اين دوره معمول نبوده است. شايد اين كمتوجهى، بدان جهت بوده كه آنان آن اعتماد و ارادتى را كه اهل سنّت به صحابيان نشان مىدادند، نداشتند. كمتر از ده مسند، در مصادر كتابشناسى و رجالى شيعه ذكر شده است. اين تعداد توسّط محدّثان امامى و گاه غير امامى و عامّىاى كه از امامان روايت كردهاند، تأليف شدهاند:
١ و ٢. مسند أمير المؤمنين عليه السلام و مسند عبد اللَّه بن عباس، تأليف عبد العزيز بن يحيى بن احمد بن عيسى جلودى ازدى بصرى، مكنّا به ابو احمد (م ٣٣٢ ق)؛[٢] ٣. مسند أبى نواس و جُحا و أشعب و بهلول و جُعَيفَران و ما رووا من الحديث، تأليف فارِس بن سليمان ابو شجاع ارّجانى (سده چهارم) كه شيخ اصحاب اماميه و «كثير الأدب و الحديث» بود؛[٣] ٤ و ٥. مسند عمر بن على بن أبى طالب عليه السلام و كتاب أخبار على بن حسين عليهما السلام، تأليف محمّد بن عمر بن محمّد بن سالم، معروف به جَعابى؛[٤] ٦. مسند عبد اللَّه بن بكير بن أعيَن، تأليف احمد بن محمّد بن سعيد بن عبد الرحمان، معروف به ابن عقده (م ٣٣٣ ق) كه تا پايان عمر، بر مذهب زيدى جارودى بود؛[٥]
[١]. همان، ص ٣٩٧.
[٢]. همان، ص ٢٤٠؛ ميزان الإعتدال، ج ١، ص ١٣٦.
[٣]. رجال النجاشى، ص ٣١٠.
[٤]. رجال النجاشى، ص ٣٩٥.
[٥]. همان، ص ٩٤؛ الفهرست، طوسى، ص ٧٣.