تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٣١٩ - ٢ تفسير العياشى
«رجعٌ إلى رواية على بن ابراهيم» يا «رجعٌ إلى تفسير على بن إبراهيم» يا «و فى روايه علىّ بن إبراهيم» و .... گويا وى با اين گونه پردازش، بر آن بوده كه روايات ابو الجارود را از روايات على بن ابراهيم، جدا سازد.
٢. تفسير العيّاشى
مؤلّف: عيّاشى
تحقيق: سيّد هاشم رسولى محلّاتى
ناشر: مكتبة العلمية الإسلامية، تهران، ١٣٨١ ق (در دو مجلّد)
در تحقيق اين كتاب، از دو نسخه خطّى استفاده شده است: نسخه كتابخانه دانشگاه تهران و نسخه تصحيح شده شيخ عبد اللَّه شاه ميرى تفرشى. نسخه دوم، از روى نسخه محدّث نورى استنساخ شده و هم با نسخه كتابخانه آستان قدس، مقابله شده است و هم با جوامع حديث و برخى تفاسير روايى مانند: مجمع البيان طبرسى، الصافى فيض كاشانى، البرهان سيّد هاشم بحرانى (كه تمام كتاب عيّاشى، در آن نقل شده است)، بحار الأنوار محمّد باقر مجلسى، وسائل الشيعة و نيز إثبات الهداة شيخ حرّ عاملى.[١] گروه تحقيق مطالعات اسلامى مؤسّسه بعثت نيز در تحقيق آن، افزون بر اين تفاسير و جوامع حديث، بر سه نسخه خطّى نيز تكيه كردهاند: نسخه كتابخانه آستان قدس رضوى، نسخه كتابخانه ملك و نسخه كتابخانه شاهچراغ.[٢] اين كتاب كه با عنوان تفسير، در مصادر ذكر شده[٣] و انتساب آن به عيّاشى، معروف است، از مصادر جوامع حديث و كتابهاى تفسيرى است. نسخه چاپى آن، در دو مجلّد با مقدّمه سيّد محمّد حسين طباطبايى معروف به علّامه طباطبايى، مقدّمه محقّق كتاب، مقدّمه كوتاه كاتب نسخه خطّى تفسير و اصل آن، فراهم آمده است. در مقدّمه محقّق، نسخههاى خطّى و جوامع حديثى كه از آنها استفاده، معرّفى شدهاند. مقدّمه
[١]. تفسير العيّاشى، ج ١، ص ٦- ٧.
[٢]. تراثنا، ش ٢٣، ص ٢٣٧.
[٣]. رجال النجاشى، ص ٣٥٠؛ الفهرست، طوسى، ص ٢١٢؛ معالم العلماء، ص ١٣٤.