تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ١٥٠ - تأليف
پدر طرازى- كه به «ابو الحسن بغدادى» سپس نيشابورى» ياد شده-[١] از مشايخ خطيب بغدادى بود. گويا خطيب در نيشابور، از او حديث شنيده است.[٢] با نظر به اسانيد رواياتى كه ابن طاووس از وى نقل كرده، معلوم مىشود كه طرازى، معاصر نجاشى بوده و از برخى از مشايخ او- مانند: ابن نوح سيرافى[٣] و محمّد بن هارون تلعكبرى[٤]- حديث شنيده است؛ و همچنين، از كسانى كه نجاشى آنها را درك كرده، ولى از آنها حديث نشنيده بود، مانند: ابو الفرج محمّد بن موسى كاتب قزوينى،[٥] ابن عيّاش جوهرى،[٦] ابو محمّد عبد اللَّه بن حسين بن يعقوب فارسى[٧] و ابو المفضّل شيبانى.[٨] به قرينه نقل وى از مشايخ بغدادى و تصريح به اخذ حديث از ابو المفضّل شيبانى در بغداد،[٩] و نيز به قرينه وفات پدر او در سال ٣٩١ ق،[١٠] معلوم مىشود كه طرازى در بغداد سكونت داشته و گويا در نيمه نخست سده پنجم درگذشته است.
تأليف
تنها يك كتاب به طرازى نسبت داده شده است. ابن طاووس (م ٦٦٢ ق) از نام اين كتاب، ياد نكرده است؛ ولى به قرينه اشاره او به دعا و زيارت و نقل آنها از كتاب طرازى،[١١] دانسته مىشود كه كتاب او در موضوع دعا و زيارت بوده است. ابن
[١]. شذرات الذهب، همان جا.
[٢]. تاريخ بغداد، ج ٣، ص ٤٤٤؛ ج ٥، ص ٢٠٨؛ ج ١١، ص ٢٦٩.
[٣]. الإقبال، ج ٣، ص ٢٧٣.
[٤]. همان، ج ٣، ص ٣٤٧.
[٥]. همان، ج ٣، ص ٢١٠.
[٦]. همان، ج ٣، ص ٢٠٩.
[٧]. همان، ج ٣، ص ٢٣٢.
[٨]. همان، ج ٣، ص ٢٦٦.
[٩]. الإقبال، ج ٣، ص ٢٦٦.
[١٠]. شذرات الذهب، ج ٢، ص ٢٢٥.
[١١]. الإقبال، ج ١، ص ٣٦٦؛ ج ٢، ص ٧٠، ٢٦٤، ٢٧٦، ٢٧٩؛ ج ٩، ص ٣٢٠.