تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ١١ - ١ آل بويه(٣٣٤ - ٤٤٧ ق)
برخى، مذهب حسن بن زيد و ناصر اطروش را زيدى[١] و برخى امامى گفتهاند.
نجاشى (م ٤٥٠ ق) ناصر اطروش را معتقد به امامت دانسته، براى او درخواست رحمت كرده و افزون بر اين، دو كتاب با عنوان الإمامة و أنساب الأئمة و مواليدهم إلى صاحب الأمر عليهم السلام به او نسبت داده است.[٢] بر پايه برخى گزارشها، شيخ بهايى (م ١٠٣١ ق)، ميرزا عبد اللَّه افندى (م ١١٣٠ ق) و سيّد محمّد باقر خوانسارى (م ١٣١٣ ق) نيز جانب امامى بودن آن دو را گرفتهاند.[٣] دولت آل بويه را سه برادر به نامهاى على، حسن و احمد تشكيل دادند. خليفه عباسى آنان را به ترتيب، «عماد الدوله»، «ركن الدوله» و «مُعزّ الدوله» لقب داد.[٤] عماد الدوله در فارس و كرمان، ركن الدوله در رى و اصفهان، و معزّ الدوله در بغداد، هر كدام يك دولت زير نظر خليفه تشكيل دادند.[٥] اين سه برادر، سرانجام دولتى مستقل ايجاد كردند و يكپارچگى را به بخشهاى بسيارى از سرزمين اسلامى باز گرداندند.[٦] آل بويه گرايش شيعى داشتند؛ اگرچه قرائت آنان از تشيّع، دانسته نيست.
برخى قراين، مىتواند بر گرايش زيدى آنان و شمارى نيز بر گرايش امامى آنان گواهى دهند؛ اگرچه قرائن گونه دوم، پر شمارتر و نيز گوياتر به نظر مىرسند.
اصالت ديلمى آنان- كه گويا در ديلم و شمال ايران، قرائت زيدى، غالب بود[٧]- و نيز عيادت ابو عبد اللَّه بصرى زيدى معتزلى از معزّ الدوله و تلقين آداب دينى
[١]. همان جا، نيز، ر. ك: معجم البلدان، ج ٣، ص ٣٧٥؛ تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه، ص ١٨١- ١٨٢؛ آل بويهنخستين سلسله قدرتمند شيعه، ص ٦٢- ٦٣.
[٢]. رجال النجاشى، ص ٥٧- ٥٨.
[٣]. تاريخ تشيّع در ايران، ص ٢١٧.
[٤]. تاريخ ابن خلدون، ج ٤، ص ٤٣٤.
[٥]. همان، ج ٤، ص ٤٢٦.
[٦]. همان، ج ٤، ص ٤٢٠. درباره آل بويه، ر. ك: تاريخ گزيده، ص ٤٠٨- ٤٢٥؛ تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه، ص ٢١٩- ٢٦٢.
[٧]. تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه، ص ٢٤٨.