فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢٤
هنگامى كه دشمن را ملاقات كرديد، آن را به يكى از اين سه چيز دعوت كنيد؛ اگر اجابت كردند از آنها قبول كنيد و از (جنگ) با آنها چشم بپوشيد؛ (آن سه چيز عبارتند از) اين كه آنها را به اسلام دعوت كنيد؛ پس اگر پذيرفتند قبول كنيد و با آنها نجنگيد و آنان را بعد از اسلام آوردن به هجرت دعوت كنيد. پس اگر قبول كردند از آنها بپذيريد و كارى با آنها نداشته باشيد و اگر از مهاجرت امتناع ورزيدند و شهر و كشور خودشان را اختيار كردند و از داخل شدن به «دارالهجرة» خوددارى كردند، در اين صورت آنها به منزله باديه نشينان مؤمن هستند، همان قانونى كه بر آنان جارى مىشود بر اينها نيز جارى است؛ از غنائم چيزى به آنها تعلق نمىگيرد مگر اين كه در راه خدا مهاجرت كنند ١٠٢٦. عدم تعلق غنايم جنگى به زنان حاضر در جبهه عَن سَماعَةِ، عَن احدِهِمَا (ع) قَالَ: انّ رَسُولَ اللَّه (ع) خَرَجَ بِالنِّساءِ فِى الْحَربِ يُداوِينَ الْجَرْحَى، وَ لَمْ يُقَسِّمْ لَهُنَّ مِن الْفىءِ شَيئاً، وَلَكِنَّه نَفَلَهُنَّ. (وسائل الشيعه، ٥/ ١١٢، ح ٢٠٠٩٣؛ الكافى، ٥/ ٤٥)
«سماعة» از يكى از دو امام (امام صادق يا امام كاظم عليهما السلام) روايت كرده است كه:
پيغمبر خدا (ص) زنها را به جنگ مىبرد تا به درمان زخمىها بپردازند و از اموال گرفته شده از دشمن چيزى ميان آنها تقسيم نمىكرد؛ اما خارج از تقسيم، مقدارى مال به آنها عطا مىكرد.
١٠٢٧. عدم تعلق غنايم جنگى به غير مجاهدان إِنَّ هَذَا الْمَالَ لَيْسَ لِي وَ لَا لَكَ وَ إِنَّمَا هُوَ فَيْءٌ لِلْمُسْلِمِينَ وَ جَلْبُ أَسْيَافِهِمْ فَإِنْ شَرِكْتَهُمْ فِي حَرْبِهِمْ كَانَ لَكَ مِثْلُ حَظِّهِمْ وَ إِلَّا فَجَنَاةُ أَيْدِيهِمْ لَا تَكُونُ لِغَيْرِ أَفْوَاهِهِمْ. (نهجالبلاغه، خطبه ٢٣٢)
امام على (ع): بىگمان اين ثروت نه ملك شخصى من و نه از آن تو است، تنها ثروت بازيافته مسلمانان و دست آورد شمشير آنها است. اگر تو نيز در پيكارشان حضور و شركت داشتى چون آنانت بهرهاى باشد، وگرنه دست چين رزمندگان لقمه دهان ديگران نباشد.
١٠٢٨. چشمداشت منافقان به غنيمت، هدف شركت در جنگ لَوْ كَانَ عَرَضاً قَرِيباً وَسَفَراً قَاصِداً لَاتّبَعُوكَ وَلكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ. (توبه/ ٤٢)
اگر مالى در دسترس و سفرى [آسان و] كوتاه بود، قطعاً پى تو مىآمدند، ولى آن راه پرمشقت بر آنان دور مىنمايد و به زودى به خدا سوگند خواهند خورد كه اگر مىتوانستيم حتماً با شما