فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٧٦
امام (ع) فرمود: اهل عدل (يعنى گروه عادله) حق ندارند فراريان آنان را تعقيب كنند و اسيران و مجروحانشان را بكشند و اين در صورتى است كه از گروه باغى، نيرويى و تشكيلاتى باقى نمانده باشد كه مجددا به آن سازمان برگردند و دوباره نيروهاى خود را بازسازى و سازماندهى كنند. بنابراين در صورتى كه آنها سازمان گروهى داشته باشند كه افراد بازمانده و متفرقه به آنجا بروند، در اين صورت اسير آنها به قتل مىرسند و فراريان آنها تعقيب و مجروحانشان كشته مىشوند.
عَن عَمر بن سَعد، عَن نَمير بن وَعلة، عَن الشعبى قالَ: لَمّا اسرّ عَلىّ عليهالسلام اسرى يَومَ صِفّين فَخَلّى سَبيلَهُم اتوا مُعاويةَ وَ قَد كَانَ عَمرو بنِ العاصِ يَقولُ لَاسرى اسرَّهم مُعاوية: اقتلهم، فَما شَعِروا الّا باسراهُم قَدْ خلّى سَبيلهم عَلىّ عليهالسلام فقال مُعاوية: يا عُمرو لَو اطعناكَ فِى هؤلاء الاسرى لَوقَعنا فى قَبيحٍ مِن الامر، الا تَرى قَد خَلّى سَبيل اسرانا فامَر بِتخليةِ مَن فِى يَديهِ مِن اسرى عَلَى وَ قَد كان عَلىّ عليهالسلام اذَا اخذ اسيراً مِن اهل الشّام خَلّى سَبيلَه الّا ان يَكُون قَد قَتل مِن اصحابِه احداً فَيَقتُله بِه فَاذَا خَلّى سَبيله، فَان عَاد الثّانية قَتَلهُ وَ لَم يَخلّ سَبيله. (بحارالانوار ٩٧/ ٣٩، ح ٣٩، مستدرك الوسائل ١١/ ٥٠، ح ١٢٤٠٦)
عمر بن سعد از نمير بن وعله شعبى نقل مىكند كه گفت: هنگامى كه على (ع) تعدادى از سربازان شام را اسير كرد، پس از مدتى آنها را آزاد كرد و آنها پيش معاويه رفتند. (از طرف ديگر)، عمرو عاص درباره اسيرانى كه معاويه به اسارت گرفته بود مىگفت: «آنها را بكش». تا اين كه على (ع) اسيران سپاه شام را آزاد كرد. معاويه خطاب به عمروعاص گفت: اى عمرو، اگر بنا به خواسته تو ما اسراى على را مىكشتيم [نزد مردم] ضايع (و بىاعتبار) مىشديم، مگر نمىبينى كه على اسراى ما را آزاد كرده است. پس معاويه دستور داد سربازانى را كه از سپاه على (ع) در نزدشان اسير بودند، آزاد كردند.
[بهطور كلى] سيره على (ع) چنين بود كه هنگامى كه از اهل شام اسيرى مىگرفت، او را آزاد مىكرد مگر اين كه آن اسير فردى از افراد آن حضرت را كشته باشد كه در آن صورت او را [به قصاص] مىكشت. پس هنگامى كه اسيرى را آزاد مىكرد، در صورتى كه دوباره- پس از آزادى- به ميدان جنگ مىآمد و اسير مىشد، ديگر آزادش نمىكرد بلكه او را مىكشت.