فرهنگ موضوعى جهاد در آيينه آيات و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٠
طلحه مىانديشيد، سزاوار بود با قاتلان عثمان همكارى مىكرد و از ياران عثمان دورى مىگزيد؛ يا اگر عثمان مظلوم بود مىبايست از كشته شدن او جلوگيرى مىكرد و نسبت به كارهاى عثمان عذرهاى موجّه و عموم پسندى را طرح مىكرد (تا خشم مردم فرو نشيند) و اگر نسبت به امور عثمان شك و ترديد داشت خوب بود كه از مردم خشمگين كناره مىگرفت و به انزوا پناه برده و مردم را با عثمان وا مىگذاشت. امّا او هيچكدام از سه راه حل را انجام نداد، و به كارى دست زد كه دليل روشنى براى انجام آن نداشت، و عذرهايى آورد كه مردم پسند نيست.
أَلَا وَ إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ ذَمَّرَ حِزْبَهُ وَ اسْتَجْلَبَ جَلَبَهُ لِيَعُودَ الْجَوْرُ إِلَى أَوْطَانِهِ وَ يَرْجِعَ الْبَاطِلُ إِلَى نِصَابِهِ وَ اللَّهِ مَا أَنْكَرُوا عَلَيَّ مُنْكَراً وَ لَا جَعَلُوا بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ نَصِفاً وَ إِنَّهُمْ لَيَطْلُبُونَ حَقّاً هُمْ تَرَكُوهُ وَ دَماً هُمْ سَفَكُوهُ فَلَئِنْ كُنْتُ شَرِيكَهُمْ فِيهِ فَإِنَّ لَهُمْ لَنَصِيبَهُمْ مِنْهُ وَ لَئِنْ كَانُوا وَلُّوهُ دُونِي فَمَا التَّبِعَةُ إِلَّا عِنْدَهُمْ وَ إِنَّ أَعْظَمَ حُجَّتِهِمْ لَعَلَى أَنْفُسِهِمْ يَرْتَضِعُونَ أُمّاً قَدْ فَطَمَتْ وَ يُحْيُونَ بِدْعَةً قَدْ أُمِيتَتْ يَا خَيْبَةَ الدَّاعِي مَنْ دَعَا وَ إِلَامَ أُجِيبَ وَ إِنِّي لَرَاضٍ بِحُجَّةِ اللَّهِ عَلَيْهِمْ وَ عِلْمِهِ فِيهِمْ فان ابوا اعظيتهم حدّ السّيف و كفى به شافياً من الباطل، و ناصراً للحقّ و من العجب بعثهُهم الىّ ان ابرُز للطِّعان! و ان اصبرَ لِلجلاد! هَبِلَتهُم الهبوُل! لَقد كُنت و ما اهَدَّد بالحرب، و لا ارهبُ بالضّربِ! وَ انِّى لَعلى يقينٍ من ربّى، و غير شُبهةٍ من دينى. (نهجالبلاغه، خطبه ٢٢)
امام على (ع): آگاه باشيد!، كه همانا شيطان حزب و يارانش را بسيج كرده و سپاه خود را از هر سو فراهم آورده است، تا بار ديگر ستم را به جاى خود نشاند و باطل به جايگاه خويش پايدار شود.
سوگند به خدا! ناكثين هيچ گناهى از من سراغ ندارند، و انصاف را بين من و خودشان رعايت نكردند! آنها حقّى را مىطلبند كه خود ترك كردند، و انتقام خونى را مىخواهند كه خود ريختند! اگر شريك آنها بودم، پس آنها نيز در اين خونريزى سهم دارند، و اگر تنها خودشان خون عثمان را ريختند پس كيفر مخصوص آنهاست و مهمترين دليل آنها به زيان خودشان است.
مىخواهند از پستان مادرى شير بدوشند كه خشيكده؛ بدعتى را زنده كنند كه مدّتها است مرده.
وَه چه دعوت كنندهاى!؟ و چه اجابت كنندگانى؟! همانا من به كتاب خدا و فرمانش درباره ناكثين خشنودم.
امّا اگر از آن سرباز زدند با شمشير تيز پاسخ آنها را خواهم داد، كه براى درمان باطل و يارى دادن حق كافى است.